لیلا حاتمی و حامد بهداد بجای رادان و گلشیفته در سنتوری 2

425

دنیای رو به زوالی دارد علی؛ علی سنتوری. اسمش هم خار چشم بود. عوض کردند و گفتند «سنتوری». ترفند طراح پوستر هم که تلاش کرده بود نام «علی» را به لطایف و ظرایف در تصویر بیاورد نگرفت و سرآخر «سنتوری» ماند بدون «علی». از آن فیلم مردی ماند که رفت رو به ویرانی.

سرنوشت اندوهبار کسی که گرد و تخدیر و دراگ، کم‌کم از پل و پستوی  اتاقش می‌آید تو و می‌نشیند روی زندگی. این تقدیر البته بیرون هم درز کرد و دامن خیلی‌ها را گرفت. سنتوری مجوز اکران نگرفت، بی‌مواجبی آمد در خیابان و بین دستفروش‌ها دست‌به‌دست شد و خلاصه همه از روی زندگی علی یک نسخه کپی کردند و بردند. بعدها البته مجوز نمایش شبکه خانگی گرفت و تقریبا هر که از این قافله عقب مانده بود، یک بار زندگی‌اش را دید. سرنوشت مهرجویی هم گره خورد به سنتوری و کارگردان کهنه‌کار سینمای ایران بعد از این دیگر فیلم کارستانی نساخت. «نارنجی پوش» احتمالا اولین‌شان باشد؛

لیلا حاتمی و حامد بهداد؛ بجای بهرام رادان و گلشیفته فراهانی در سنتوری  -2 بازی میکنند.

اولین فیلمی که خاطرات بی‌نظیرمان از مهرجویی را جارو زد و برد. مهرجویی بعد از آن با «چه خوبه برگشتی» هم بازگشت دلنشینی نداشت و سرآخر هم افتاد به سیاحت مأورا (منتقدانش گفتند هپروت!). «اشباح» را تقریبا فقط آنهایی پسندیدند که پا منبر استاد بود یا از قِبَل نام و نشانش به دنبال وجاهتی و حیثیتی. کتاب‌های مهرجویی هم دست کمی از آن «اشباح» فرادنیایی نداشتند؛ آدم‌هایی بودند که پشت دیوار را می‌دیدند و آینده را رصد می‌کردند و بین برگه‌های فال و قرعه و جادو، دنبال «انسان» می‌گشتند؛ انسانی که به نظر می‌رسید در آثار استاد بیش از هر چیز رو به فراموشی است.‌سال گذشته اما خبر رسید که سنتوری دوباره می‌آید. ماجرا گویا زیر سر رادان است. وسوسه سنتوری را او انداخت به سر. مهرجویی هم لابد رفته بود به فکر و این بازگشت دوباره با روزهای باشکوه قبل را به فال نیک گرفته بود. به این ترتیب «سنتوری ٢» کم‌کم در تصاویر ذهنی مهرجویی کلید خورد. گفت فیلمی خواهد ساخت که دنباله زندگی علی است. آن معتاد بخت برگشته تازه ترک کرده از کمپ می‌آید بیرون و می‌پیوندد به قصه «سنتوری ٢».

اما زمان سنتوری گویا گذشته جناب! مردها دسته‌دسته از فیلم‌ها بیرون آمده‌اند و به خیابان‌ها رفته‌اند؛ مرده‌اند…. اولین دست رد به سینه مهرجویی خورد. کارگردان که خیال بازگشت شکوه رفته را در سر داشت، دوباره سراغ چاووشی رفت و مبلغی شنید که همانجا، دم در، برگشت! او در گفت‌وگو با «موسیقی ما» دراین‌باره در آمد که: «ایشان دیگر قطعا جایی در این فیلم نخواهند داشت و من از دست ایشان به شدت رنجیده‌ام. ایشان بخاطر حضور در «سنتوری» موفق به اخذ مجوز شدند و فعالیت‌های رسمی‌شان را در کشور آغاز کردند ولی برای پروژه «سنتوری، مرد پائیزی» رقمی که ایشان تقاضا کردند، رقمی بود که دو سه برابر رقم کارگردان فیلم بود و همین باعث شد من خیلی از دست ایشان رنجیده خاطر شوم. ایشان به جای این‌که یک تشکر خشک و خالی از ما بابت فعالیت‌های رسمی‌شان داشته باشند اینگونه جواب ما را داد.»

خب البته شنیده‌ها و خوانده‌ها تمام صحبت‌های داریوش مهرجویی را تأیید نمی‌کند. صحبت‌های چاوشی تاثیربرانگیز و تراژیک است. در گفت‌وگو با «سینمای ما» گفت که در فقر و تنگدستی قطعات «سنتوری» را ساخت؛ جایی که برای تبدیل کردن آن به استودیو مجبور بود لحاف میخ کند به دیوار تا این موسیقی‌اش در آلودگی‌های صوتی کوچه و خیابان و این کلانشهر، گم نشود. بعد هم گویا با بی‌مهری مهرجویی و دست‌اندرکاران فیلم مواجه شده بود. سازنده موسیقی «سنتوری» مجبور شده بود مثل دیگران بایستد در صف برای خرید بلیت. کسی از او دعوت نکرده بود؛

«نه آقاي مهرجويي و نه هيچ‌کس ديگري از من براي ديدن فيلم دعوت نکردند. براي ديدن فيلم خودم رفتم و توي صف ايستادم. يکي دو ساعتي در صف بودم، بالاخره هم بليت گيرم نيامد. به هر زحمتي بود با يکي از دوستانم هماهنگ کردم و رفتم داخل و فيلم را ديدم.» (سینمای ما)

خب آن خواننده امروز «از خیلی‌ها دلزده» است و شاید حق داشته «سنتوری» را رها کند به امان خدا. مهرجویی درباره موسیقی کار گفت: «یک خواننده جدید و جوان را برای این فیلم در نظر گرفته‌ایم که هم از لحاظ صدا و خواندن و هم از لحاظ رفتارهای حرفه‌ای بهتر از خواننده قبلی هستند.» طعن و کنایات کارگردان چندان مهم نیست. ما منتظر ماندیم ببینیم رقیب در میدان چه حرفی برای گفتن دارد. گفتیم حالا یک «سنتوری» داریم بدون آن موسیقی ماندگار «سنتوری»؛ که ناگهان خبر رسید یک «سنتوری» داریم بدون «علی»! بهرام رادان دیروز در صفحه اینستاگرام خود نوشت:  «سنتورى ٢ قطعا بدون من ساخته ميشه. من نظر و دلايلم رو در نامه‌اى كتبى به تاريخ ٢٣ اسفند ٩٣ خدمت استاد مهرجويى اعلام كردم كه در صورت صلاحديد ايشان منتشر ميشه.» 

مهرجویی هم پس از رادان به ایسنا گفت: «بهرام رادان برنامه سفر به آمریکا را داشت و امکان بازی در فیلم را پیدا نمی‌کرد. چون قصد داشتم پس از تمرین چند قطعه، فیلمبرداری را از آبان امسال شروع کنم، او عذرخواهی کرد که نمی‌تواند در این پروژه بازی کند. به همین دلیل حامد بهداد، جایگزین بهرام رادان شد و نام شخصیت اصلی فیلم را هم از علی به حمید تغییر دادم. همچنین در کنار بهداد، لیلا حاتمی بازی خواهد کرد.» حالا ما یک «علی» داریم، بدون «علی»! کارگردان گویا آخر خط است؛ مهرجویی مانده و حوضش….

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ