قیصر چگونه قیصر شد؟ از همکاری کیارستمی تا مشاوره دکتر شریعتی

زنده یاد عباس شباویز تهیه کننده قدیمی سینما و مالک استودیو «آریانا» اواخر عمر با تجویز پزشک معالجش برای دوری از آلودگی هوای پایتخت به مهرشهر کرج رفته و در آنجا زندگی م کرد.

1109

زنده یاد عباس شباویز تهیه کننده قدیمی سینما و مالک استودیو «آریانا» اواخر عمر با تجویز پزشک معالجش برای دوری از آلودگی هوای پایتخت به مهرشهر کرج رفته و در آنجا زندگی می کرد. اقامتی که بین او و اهالی سینما فاصله انداخته بود اما با این حال اخبار را دنبال می کرد. در آخرین دیدارهایی که با هم داشتیم گهگاه به خاطراتی اشاره داشت که در جایی درج نشده بود و به همین بهانه برخی از آنها در اینجا برای اولین بار انتشار می شود.

عباس شباویز، تهیه‌کننده فیلم «قیصر» تعریف می‌کند: «اواخر سال 46 یا اوایل سال 47 بود که یک شب در رستورانی انتهای خیابان سلطنت‌آباد (پاسداران امروز) شام می‌خوردم که بهروز وثوقی، آقای کیمیایی را به من معرفی کرد. آن شب که او را دیدم درباره سناریوی قیصر صحبت کرد.
گویا قبل از آن چند تهیه‌کننده دیگر از جمله میثاقیه و اخوان‌ها آن را خوانده و رد کرده بودند. اما من در همان برخورد اول، مسعود کیمیایی را جوان بسیار خوب و مودبی دیدم و برای فردا دعوتش کردم به استودیو آریانا فیلم، فردا آمد و قصه‌اش را که در یک کتابچه خطی نوشته بود، برایم خواند. خوشم آمد، دیدم قصه اصیل است، حرف دارد، مسائل سنتی نیز در آن وجود دارد؛ منتها کمی می‌بایست رویش کار می‌شد… در سناریوی اولی که مسعود نوشته بود شخصیت فرمان زنده نبود و قصه از قطاری که قیصر با آن می‌آمد شروع می‌شد. من پیشنهاد دادم که فرمان را زنده‌اش کنیم و ده دقیقه اول بدون حضور بهروز باشد.»
عباس شباویز می‌گوید که فیلم «قیصر» هنگام درخواست پروانه نمایش به مدت 7-6 ماه توقیف شد و بعد با دوندگی‌های زیاد توانستند اجازه نمایش فیلم را بگیرند. در مورد این‌که فیلم توسط اداره نمایش‌ها سانسور شد، شباویز در مصاحبه‌ای توضیح می‌‌دهد: «نه سانسور نشد فقط در مورد صحنه پایانی فیلم گفتند که پلیس باید قیصر را دستگیر کند که کیمیایی با کلوزآپی که توی قطار به عنوان آخرین پلان از صورت بهروز گرفت (که پلیس در همین لحظه او را می‌بیند و قیصر لبخندی از سر رضایت و آرامش می‌زند) فیلم را با شکل خوبی پایان داد…»
فیلم «قیصر» ابتدا در دو اکران خصوصی نمایش داده می‌شود. یکی از آن‌ها در سالن کوچک بالای استودیو مولن‌روژ بود و به گفته عباس شباویز حتی دکتر شریعتی را هم برای تماشای فیلم می‌آورند.
شباویز می‌گوید: «در شب نمایش خصوصی سینما مولن‌روژ (سروش فعلی) مرحوم دکتر شریعتی را آوردیم. در تاریکی وارد سالن شد و در تاریکی رفت. در حقیقت بدون این‌که کیمیایی بداند، سناریوی قیصر را نیز داده بودم او بخواند. همان موقع نظرش این بود که اگر این فیلم درست ساخته شود تنها فیلمی است که به سیستم «نه» گفته است. بعد از تماشای فیلم هم خیلی خوشش آمد.»
فیلم «قیصر» از صبح چهارشنبه 10 دی ماه 1348 در سینماهای مولن‌روژ، دیانا (سپیده فعلی)، مهتاب (شهر قشنگ فعلی)، رکس، لیدو، شهوند، نپتون، همای، اسکار، اورانوس، پاسارگاد، شرق و به عنوان برنامه افتتاحیه سینما رنگین‌کمان در خیابان شهرستانی میدان امام حسین به نمایش درآمد. 3 هفته نمایش در این 13 سینما مبلغ 1800000 تومان برای فیلم فروش به ارمغان آورد. «قیصر» در سال 1349 نیز بعد از دریافت جوایز سپاس از صبح چهارشنبه 17 تیر ماه مجددا در سینماهای مولن‌روژ، دیانا، مهتاب، رکس، شهوند، لیدو، نپتون، رنگین‌کمان، ژاله، همای، اسکار، پاسارگاد، اورانوس، شرق و چرخ فلک به مدت 3 هفته اکران شده و نزدیک به 2‌میلیون تومان فروش کرد.
«قیصر» با یک حساب تقریبی در اکران اول و دوم تهران 3600000 تومان فروخت که با در نظر گرفتن میانگین قیمت بلیت 3‌تومان در آن تاریخ، تعداد یک‌میلیون و دویست هزار نفر در تهران از فیلم دیدن کردند. جمعیت تهران در آن تاریخ بالای 3‌میلیون نفر بوده است و با توجه به این میزان جمعیت در طول یک سال 40‌درصد جمعیت تهران فیلم را دیده‌اند.
«قیصر» اکران‌های مجدد بسیار داشته است، به روایتی این فیلم در شیراز، 54 بار اکران شده است. به روایت عباس شباویز،‌ «قیصر» از تاریخ اولین نمایش (10 دی ماه 1348) تا تعطیلی سینماها در آبان 57، مجموعا 200‌میلیون تومان فروخته است که با احتساب میانگین قیمت بلیت در طول 9 سال نمایش خود، بیش از 65‌میلیون نفر فیلم «قیصر» را روی پرده سینما دیدند که این یک رقم بی‌سابقه و دست‌نیافتنی است.

 

 

 

کاش قیصر یک بار دیگر اکران شود

عباس شباویز در اواخر دهه هشتم عمرش چه آرزویی دارد؟
دوست داریم فیلم قیصر یک بار دیگر اکران شود.

اما شاید فروش نکند. این فیلم هر هفته در کانال های ماهواره ای پخش می شود.
پخش بدون اجازه که هیچ توجهی به منافع و هزینه های تهیه کننده کار ندارد. این درست نیست و من نمی دانم این آقای لس آنجلس نشین که ادعای فرهنگی و سینمایی دارند چرا این کار را می کنند.

بیایید یک بار دیگر زندگی شما را مرور کنیم. چطور شد وارد سینما شدید؟
یادم است در دوران نوجوانی در محله ناصرخسرو و با برادران صادق پرو همسایه بودیم. منوچهر و ایرج خدابیامرز که پدرشان در لاله زار یک سالن تئاتر داشت. تئاتری به نام گیتی که گهگاه به همراه ایرج و منوچهر برای کمک به پدرشان به سالن می رفتیم. از همان موقع گرفتار جادوی سینما شدم.

غیر از خودتان کس دیگری از اهالی خانواده به این هنر علاقه داشت؟
برادرم صادق هم با ما می آمد که بعدها عضو حزب توده شد. او تا زمان پیروزی انقلاب در برلین ساکن بود.

خیلی جالب است که از تئاتر و سینما به سوی سیاست بروند.
خود من هم نمی دانم چرا این طور شد. یک بار هم نزدیک بود گروه خسرو گلسرخی هم با سرنوشت ما بازی کنند. آنها جزو فارغ التحصیلان دانشکده تلویزیون در رشته فیلمبرداری و کارگردانی بودند. آمده بودند آریانا فیلم، یک دوربین و تجهیزاتش را بگیرند که وقتی رفتند بیرون ساواک سررسید و دستگیرشان کرد. حساب کن ساواک زمانی می رسید که اینها در استودیو بودند.

کاش قیصر یک بار دیگر اکران شود

با برادرتان تماس دارید؟
داماد او باربد طاهری در زمینه سینما فعال است و ارتباط خوبی با هم داریم. البته صادق هم متوجه شد عمرش را بی خود برای حزب سوزاند و الان دیگر عضو هیچ فرقه ای نیست.

برگردیم به سینما. کارهای اولیه شما در سینما تا قبل از تهیه کنندگی چی بود، بازیگری می کردید؟
نقش های کوتاه بود. البته در گنج قارون یکی از نقش های اصلی را داشتم با این حال بازیگری من را اقناع نکرد و برای همین رفتم سراغ تهیه کنندگی که اریانا فیلم حاصل آن بود.

سبک کارتان به چه صورت بود؟
بیشتر با کارگردانان جوان مانند کیمیایی، بیضایی و کیارستمی کار کرده و اولین آثار آنها را تولید کردیم. کیمیایی، بیضایی و کیارستمی اولین کارهایشان مانند رگبار، قیصر و عمو سبیلو را در آریانا فیلم ساختند.

اما قیصر که کار دوم مسعود کیمیایی است.
درست است. اولین کار او با عنوان بیگانه بیا شکست خورد و به همین خاطر بیشتر تهیه کننده های آن دوران ریسک نمی کردند روی آثارش سرمایه گذاری کنند. قیصر را که آورد وضع مالی هم مناسب نبود. سهام فروختیم تا پول جور شد.

قبل از ادامه صحبت درباره قیصر از کار با عباس کیارستمی صحبت می کنید؟
کیارستمی در اواخر دهه چهل یک جوان نوزده بیست ساله بود که سراغ ما آمد. یک روز او را در آریانا فیلم دیدم که منتظر من بود. پرسیدم چه کار داری گفت به سینما علاقه دارد و می خواهد وارد آن شود. تا این را شنیدم گفتم ما یک فیلم با این داستان داریم (قیصر) برو برای تیتراژ آن ایده بیاور که دیدم چند روز بعد با چند آدم داش مشتی که کلاه شاپو و کت و شلوار مشکی به تن داشتند به آریانا فیلم آمد. خالکوبی های آنها را فیلمبرداری و برای تیتراژ پیشنهاد کرد که مات و مبهوت ماندم. همان وقت فهمیدم استعداد غریبی دارد و دیدید که به کجا رسید.

لوکیشن قیصر را چطور پیدا کردید؟
خود کیمیایی پیدا کرد. محله قدیمی شان بود. آن حمام یک مخروبه بود و کار نمی کرد. درستش کردیم تا اولین قسمت سکانس انتقام از برادران آب منگل را بگیریم. این حمام تا این اواخر ماند و کار می کرد.

کاش قیصر یک بار دیگر اکران شود

خودتان فکر می  کردید قیصر این قدر بفروشد؟
یادم است قیصر در هفته دوم اکران به خاطر چاقوکشی هایی که بعد از تماشای فیلم در جنوب شهر رخ داد توقیف شد. دو سه روز بعد از پایین آمدن فیلم از سینماها در ضیافتی با بزرگان مملکت وقتی فهمیدند قیصر توقیف شده تعجب کرده و فیلم را آزاد کردند. البته همین توقیف به نفع ما شد و به همین دلیل فروش خوبی داشتیم که یک جورهایی رکورد بود.

آن زمان بحثی با عنوان سینمای روشن فکری و آبگوشتی، خط کشی بزرگی در سینما بود؟
من کاری به این خط کشی ها نداشتم. همان طور که گفتم اولین فیلم خیلی از کارگردان های جوان را ساختم که ناخودآگاه آنها را به سوی فیلم های روشن فکری برد. من می دانستم که حالا نوبت این جوان ها است که ترکیب فیلم ها را عوض کرده و جایگزین قدیمی ها شوند که دیگر حرفی برای گفتن نداشتند. باور کنید آن اوایل کار برخی از این کارگردان های قدیمی دوربین را جلوی سن تئاتر می گذاشتند تا به اصطلاح فیلم بسازند.

بعد از انقلاب دیگر فعالیت آن چنانی نداشته اید؟
دیگر فرصت آن چنانی نداشتم و از سوی دیگر سن و سالم بالا رفته و نمی توانستم کاری را تهیه کنندگی کنم.

چند وقت پیش هم جشن تولد قیصر بدون حضور بازیگران اصلی آن گرفته شد.
به هر حال کارگردان جوانی که آن کار را ساخته بود باید حمایت می شد.

اگر عباس شباویز به اول راه برگردد باز هم همین مسیر را می آید؟
شک نکنید همین خواهدشد. یادش به خیر در رستوران قاراش میدان نوبنیاد یا سلطنت آباد سابق داشتم شام می خوردم که کیمیایی را به من معرفی کردند تا قیصر را بسازیم.

قیصر, فیلمفارسی, مس مسعود کیمیایی, جمشید  مشایخی
جمشیدمشایخی و مسعود کیمیایی در پشت صحنه فیلم قیصر

 

بهروز وثوقی

 

پاره ای از دیالوگ بیاد ماندنی بهمن مفید در فیلم قصر

لینک دانلود

 

نسخه آپارات

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ