سردبیر: اگر قرار باشدشاخصه‌ای برای «نسل بیت»ها انتخاب کنیم، احتمالا اولین‌چیزی که به ذهن انسان خطور می‌کند جسارت است. جماعتی از نویسندگان، شعرا و اکتیویست‌های عمدتاً جوان آمریکایی که سرخورده از جهان دو قطبی دهه‌های پنجاه و شصت، غالباً وقت خود را در کافه‌ها می‌گذراندند و سیگار، حشیش، گراس و مشروبات الکلی هم غالباً چاشنی محافل‌شان بود. این افراد شاید در ابتدا تصویر درستی از آنچه می‌خواستند نداشتند، و تنها مطالبه روشن‌ و واضح ِ شان «مخالف با گفتمان مسلط» بود. اما کم‌کم از دل همین محافل هنرمندانی درآمدند که متاثر همین بافتار نوپدید فرهنگی اسلوبی جدید در ادبیات معاصر آمریکا خلق کردند. گفتمان آنها هنوز هم روی هنرمندانی چون پل استر تاثیرش را حفظ کرده‌است.

مرلین مونرو
برخی میگویند او زیباترین زن جهان است

اعترافنامه آرتور میلر

هیچ چیز خصوصی نیست!

این فکت صرفا یک شاخصه‌ی تیپکال فرهنگی نبود! یک باور اجتماعی برای بیت‌ها بود. آنها معتقد به غربت در میان جمع بودند. بیت‌ها گمان می‌کردند که دیگر «محرمیتی» بین آدم‌ها وجود ندارد و انسانها مشترکاً غرایز و امیال‌شان را برآورد و یا سرکوب می‌کنند.

«آرتور میلر» هم از جمله هنرمندانی بود که برخی از آثارش را متاثر جریان بیت‌ها و همین فک شاخص آنها بود.

براستی اگر چارچوبهای محدودیت ساز عرفی و سنتی را کنار بگذاریم هنوز هم نمی‌توانیم به ضرس قاطع بگوییم، که برای یک هنرمند و نویسنده مقوله‌ای چون «حریم خصوصی ِ خود و یا دیگران» منبع الهامی اخلاقی‌ست یا نه؟ اما به قطع می‌توانیم بگوییم که شما چه بیت باشید چه پست‌مدرنیست و چه هرچیز دیگری، نمی‌توانید در هنگام نوشتن تجارب شخصیرا کنار بگذارید. البته شاید برخی از نویسندگان بواسطه‌ تعارفهایی که با خود و یا مردم دارند سعی می‌کنند این مسئله را کتمان کنند، اما آرتور میلر از نویسندگانی بود که این تعارف نابجا را کنار گذاشت!

ازدواج آرتور میلر و مرلین مونرو
ازدواج آرتور میلر و مرلین مونرو

«پس از سقوط» -After The Fall

این عنوان نمایشنامه‌ایست که میلر آن را در دوران اوج فعالیت بیت‌‌ها نوشت. و برای اولین بار «الیا کازان» ِ مشهورد آن را در ۲۳ ژانویه ۱۹۶۴ در شهرنیویورک به روی صحنه برد. نمایش با استقبال بی‌سابقه‌ای مواجه شد و سوژه جسورانه میلر و پرداخت جذاب آن باعث شد از آن دوران تا به امروز این اثر در کشورهای مختلف اجرا شود.

میلر در طول دوران حیات خود سه‌بار ازدواج کرد، اما این ازدواج اولش بود که وی را در تاریخ جاودانه کرد. یکی از مهمترین منابع الهام میلر برای نگارش «پس از سقوط» نیز همین ازدواج ناموفق؟ و زندگی کوتاه مدت وی با مرلین‌مونرو بود.

بعدازسقوط خصوصی‌ترین نمایشنامه میلر است

مونرو دوسال بعد از اکران موفقیت آمیز «چگونه می‌توان با یک میلیونر ازدواج کرد» با میلر ازدواج کرد. در آن دوران مونرو به عنوان یک زن جذاب و پولساز در آمریکا مطرح شده بود و خیلی‌ها دنبال شکار این آهوی گریز پا بودند اما در نهایت این میلر بود که توانست ۵ سال این زن سرکش را با خود همراه کند.

بسیاری از مورخین تاریخ ادبیات معاصر امریکا میلر را مردی متعصب و غیرتی توصیف کرده‌اند که برای حفظ همسرش از حواشی فیلم‌ها و مراودات هنری، مدام در کار وی دخالت می‌کرد. این مداخله به جایی رسیده بود که میلر در چند مورد کارگردان را مجبور کرده بود که برخی صحنه‌های فیلم را بخاطر مرلین تغییر دهد. اما این غیرت و تعصب ماحصلی نداشت جز سرخوردگی همسرش و اعتیاد وی به الکل و داروهای مخدر آن هم به موازات سه‌بار سقط جنین! و همین حواشی در مقابل هجمه بی‌وقفه‌ی رسانه‌ها و عکاسان پاپاراتزی کار آن ها را به جدایی کشاند.

به‌هر روی میلر حدود ۱۰ سال بعد از جدایی از مونرو نمایشنامه‌اش را به کارگردانی الیاکازان به روی صحنه برد. در این نمایشنامه شخصیتی محوی بنام «کوئیتتین» وجود دارد. که به باور بسیاری خود میلر است! نمایشنامه شرح ذهنیات این وکیل دادگستری و تحشیه‌های زندگی حرفه‌ای و شخصی اوست که در دل فضای «سرخوردگی» رایج در عصر بیت‌ها یکدیگر را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند.

ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم
ولی به دنبال لذت بردن می گردیم
باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن
لذت بردن از رنج هایی ست که می کشیم !

جملات فوق بخشی از آثار بوکفسکی‌‌ست که نشان از ماهیت‌ باورها و پندارهای نهفته در ضمیر بیت‌ها را عیان می‌کند.

در نمایشنامه‌ میلر کارکتری بنام «مگی» وجود دارد که می‌توان وی را بدیل مونرو خواند. «مگی» یک خواننده زن جذاب، تا حدودی ابله و ساده لوح است که همای سعادت روی شانه‌هایش نشسته و او را از هدر رفتن در بندگاه یک خانواده فقیر، سطح‌پایین (کارگری) به اوج شهرت و محبوبیت رسانده است. اما این «تازه به‌دوران رسیدگی» ظرفیتی می‌خواهد که به باور کوئینتین و میلر، این زن جوان فاقد آن بود.

میلر و مونرو در منزل شخصی

کوئینتین هم مانند میلر نسبت به اندام‌های جذاب همسرش احساسی دوگانه دارد. از یک سو سرخوش از کامجوهایی پس از دادگاه در آن هتل کذایی بود و از سوی بابت فروکاست رابطه‌اش با مگی به یک ازتباط «بدن محور» رنج می‌برد.

از سوی دیگر «مگی» هم مانند «مونرو» زنی کامجو و لذت طلب بود که تاب محصور ماندن در تقیدات تحمیلی کوئینتین را نداشت و الزام به حصر وی و نارضایتی کوئینتین و او از یکدیگر، مگی را نیز به ورطه مواد و الکلسیم می‌کشاند.

به تصویر کشیدن صریح و جسورانه ی مشکلات خصوصی و حرفه‌ای ِ این زن و مرد  و فقدان محرمیت بین آنها، یکی از آرکی‌تایپ‌های رایج در ذهن میلر بود. میلر که زیستن در آن مقطع را در تشابه با «پس از سقوط» ماندن در تاریکی می‌خواند، روی صحنه ذهنیات خود را برای حاضران به نمایش کشید. او تعارف را کنار گذاشت و شاید برای رفع چالش ناشی از جداییش برای رفتن به دهلیز نور، آنقدر بی‌پروا عمل کرد که روزنامه نیویورک هرالد «پس از سقوط»را «اعترافنامه» میلر نامید.

اما در حاشیه داستان این عشق؟ تراژیک خورده‌روایت‌هایی که شکل‌دهند شخصیت کوئینتین (میلر) هستند نیز وجود دارد که مخاطب را با دال‌ها و مدلولات «سقوط» کوئینتین آشناتر می‌کند. مثلا یادواره مادر او که با وجود ازدواج با پدرش نتوانست معشوق پیشین خود را فراموش کند و حضور خاطره‌ی این معشوق مانع قرابت پدر و مادرش می‌شد. تو گویی کوئینتین همان اودیپ است که باید بجای سیزیف مجازات شود./

 

مطالب دیگر

 

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ