زمینۀ رویش لمپن ها

در ایران معمولا قاطبه ورزشکاران حرفه ای مانند اکثر مردم کشورمان میانه ای با ادبیات و کتابخوانی حتی ندارند. ورزش حرفه‌ای در ایران عموما وثاقتی عجیب با لمپنیزم، و اگرچه شاید بتوان ریشه‌ی آن را در ستایش لمپن‌های یکه بزن و عیاران زورخانه نشین یافت.
اما بعدها و با رواج یافتن ورزش حرفه‌ای در کشور؛ به دلیل وجود ضعفهای ساختاری و مدیریتی و نیز فسادهای فردی و رانتهای سیستماتیک، ارتقا یک ورزشکار حرفه‌ای مستلزم داشتن رگه‌هایی از قلدری و لمپنیسم بوده و اگرچه امروز نوچه‌های این لمپنها قلم‌بدستان جراید ورزشی و یا لیدرهای استادیومی هستند اما به هر حال خصائل یک لمپن اصیل (تکبر، قلدر مآبی، قشری گری، و پسندیدن صفتهای اغراق آمیز نظیر ِ “ژنرال” و “سلطان” و…) هنوز هم در ایشان وجود دارد.
و همین مسئله هم نشان می‌دهد که لمپنیسم هم مثل سایر خرده‌فرهنگهای سالم و نا سالم جامعه به نوعی با زمانه خود هم‌آهنگ گریده و به‌اصطلاح مدرن شده‌اند. اما ماهیتاً همان لمپنهای قدیم هستند. هرچند که کت و شلوار می‌پوشند و ماشینهای لوکس سوار می‌شوند..

حتی حضور این افراد در عرصه هنر نیز صرفا حضور بر اساس همان بن‌مایه‌های لمپنی‌ست (نظیر بازیگر شدن امامعلی حبیبی در سینما و برخی دوستان فوتبالی)
از همین‌روی برای ما هضم این نکته کمی سخت است که از میان این جماعت نویسنده و کتابخوان بیرون بیاید

بهانه این مقدمه هم اعلان خبر انتشار کتاب «دیگری» از “کریم عبدالجبار” بسکتبالیست پیشکسوت امریکایی‌ست.

کریم عبدالجبار در مراسم رونمایی یکی از کتابهایش
کریم عبدالجبار در مراسم رونمایی یکی از کتابهایش

نسل ما این آسمانخراش امریکایی را بواسطه بازی در آخرین فیلم بروسلی (بازی مرگ) می‌شناخت.همان مرد سیاه چرده دیلاقی که با ریش و عینک دودی در یک فضای سربسته و بدون شلوار! باید با قهرمان فیلم مبارزه میکرد.

وی در سال 1947 در منهتن متولد شد و طول سالهای دهه شصت تا نود میلادی جزء ستاره‌های شاخص لیگ ان.بی.ای بود. کریم عبدالجبار نیز در جرگه‌ چهر‌های مطرحی قرار داشت که همراه محمدعلی کلی و مالکوم ایکس و… به دین اسلام تشرفی خبرساز یافتند.

اگرچه حضور وی در عرصه سینما تنها به همان فیلم ختم شد اما عبدالجبار پس از کناره‌گیری از ورزش حرفه‌ای به صرف نگارش خاطرات دوران کاری خود بسنده نکرد و در عرصه ادبیات هم طبع آزمایی کرد.

او پس از تشرف به اسلام دایره مطالعات خود را گسترده کرد و به عنوان روزنامه‌نگار شروع به همکاری با برخی مطبوعات کرد.

امروز در امریکا کریم عبدالجبار بسکتبالیست امریکایی (و دوست بروسلی) را بعنوان یک نویسنده قابل اطمینان ادبیات کودک می‌شناسند.

و حالا گاردین خبر میدهد که وی قرار است در عرصه نگارش رمان بزرگسالان ؛ در نگارش اثری منبعث از سرآرتور کانن دویل (غول ادبیات جنایی و خالق شرلوک هولمز) مشارکت کند.

هرچند که وی اعلام کرده که این اثر بصورت مشارکتی نگارش خواهد شد، و وی فقط قرار است در انتشار آن کمک کند میدانیم که با توجه به سختگیری ناشران و حتی نویسندگان حرفه‌ای در انتخاب دستیار نگارش (و لزوم احاطه وی بر مباحث مورد نگارش) هرکسی را برای نگارش و حتی دستیاری در نگارش متن بر نمی‌گزینند. مخصوصا اگر پای رقابت با یک شاهکار و الهام از یک شخصیت محبوبیت داستانی در میان باشد.

وی قرار است همراه با «آن وایت‌هاووس» فیلمنامه و نویسنده شاخص ادبیات انگلیسی به نگارش زندگی برادر شرلوک هولمز در زمان خدمتش در وزارت جنگ بریتانیا بپردازند.

او در گفتگو با گاردین اعلام کرده که از دوره جوانی با آثار آرتور کانن دویل آشنا بوده و در مسیر حرکت اتوبوس به سمت شهرهای مختلف برای برگزاری مسابقات بسکتبال تمام کتابهای وی (من جمله داستانهای شرلوک هولمز ) را خوانده است..

ایده عبدالجبار و وایت هاووس برای پروبال دادن به شخصیت “مایکراف هولمز” برادر کارگاه افسانه‌ای هم روایتی از شرلوک هولمز در داستان «مترجم یونانی تبار» است که در آن هولمز به واتسن می‌گوید که «برادرم مایک [مایکرافت] در حل معماهای پیچیده از وی بسیار تواناتر است»

نظارت بر ادب و اخلاق حرفه‌ای:

هرچند بسکتبال بخصوص در امریکا از بدو تشکیلش به عنوان ورزشی دانشگاهی محسوب می‌شد و به همین خاطر خیلی از بسکتبالیستهای حرفه‌ای تحصیلات عالیه‌ی دانشگاهی داشتند، و هرچند در برخی از ورزشهای مورد علاقه‌ی امریکاییان خشونت جزیی ذاتی محسوب می‌شود اما به هر حال شاخصه‌ای که وزارت ورزش این کشور آنرا با عنوان «امنیت اخلاقی» تعریف کرده و در کشورهای دیگر هم با عناوینی چون «رعایت اصول حرفه‌ای» و «اصول انضباطی» یاد می‌شود با یک برنامه‌ریزی بلند مدت این امکان را مهیا ساخته که بسیاری از مردم همراه همسر و فرزندان خود به ورزشگاهها بروند.
برای دولتهای غربی که در آنها ورزش شکلی صنعتی گرفته نظارتی شدید و سختگیرانه بر روی این اصول امنیت اخلاقی، شعور حرفه‌ای و اجتماعی اعمال میشود. نمونه بارز آنهم اتفاقی‌ست که چندی پیش در انگلستان رخ داد. خانمی که پزشک تیم چلسی بود و بواسطه جنسیت و جوانی‌اش موورد توجه بسیاری از رسانه‌ها قرار داشت در شرایطی که تیم چلسی با مشکل کمبود بازیکن روبرو بود برای انجام وظیفه حرفه‌ایش بازیکن این تیم را که دچار مصدومیت شده از زمین بیرون می‌برد. اقدامی که مورد اعتراض خوزه مورینیو (سرمربی چلسی میشود) و انتقاد از عملکرد پزشک تیم می‌شود. تا اینجای کار مشکلی داخلی بوده که به رسانه‌ها کشیده می‌شود اما به محض اینکه بر اساس لب‌خوانی متوجه شده‌اند مورینیو «احتمالا» به خانم دکتر توهین جنسیتی کرده، وی را دادگاهی کردند!

 

لینک خبر گاردین: +

سایر مطالب وبلاگ:

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ