پل نیومن ؛ بیوگرافی + شناختنامه

430

 

 پل نیومن که با آن سیمای جذاب و چشمان آبی، در میان هم‌قطارانش، هویتی یگانه و منحصر به فرد داشت، چهارسال پیش در چنین روزهایی درگذشت او که بازیگری را از تئاتر آغاز کرده و درس خوانده هنرهای نمایشی بود، پس از موفقیت در تئاترهای برادوی در سال 1954 با فیلم «جام نقره‌ای» وارد سینما شد و یک سال بعد با فیلم «یک نفر آن بالا مرا دوست دارد» به عنوان یک ستاره شناخته شد. برخی خبرنگاران و تماشاگران راز موفقیت و محبوبیت او را در چشمان آبی و پررمز و رازش می‌دانستند و این نکته‌ای بود که به‌شدت آزارش می‌داد. چرا که دوست نداشت به عنوان عروسکی خوش‌سیما شناخته شود. او طی سه دهه کوشیده بود با حضور در تعداد قابل توجهی فیلم ارزشمند، هویتی هنرمندانه از خود ارائه کند…
به کارنامه او که نگاه کنیم، صفحات پرغروری در آن نقش بسته. بازی در نقش در فیلم «گربه روی شیروانی داغ»، از او بازیگری مطمئن در نقش‌های درام ساخت. موفقیتی که در فیلم «بیلیاردباز» با کاندیداتوری او برای بهترین بازیگر اسکار کامل شد. حالا دیگر او بازیگر بزرگی بود که می‌توانست نقش اصلی را در فیلم یک کارگردان بسیار بزرگ بر عهده بگیرد. حضور او در فیلم پلیسی – جاسوسی «پرده پاره» به کارگردانی آلفرد هیچکاک موقعیتی استثنایی بود تا از انگ نقش‌های درام، خود را رها کند. بعدها «بوچ کاسیدی» و «ساندنس کید» و «نیش» را همراه رابرت ردفورد که او نیز جزو ستارگان آن سال‌ها بود، بازی کرد.
محبوبیت این فیلم ها، در دوران خود، نیومن را به مقام محبوب‌ترین ستارگان سینما ترقی داد. محبوبیتی که دیگر چندان تکرار نشد. چرا که نسل تازه‌ای در راه بود…بازی در فیلم‌هایی مثل «زندگی» و «دوران قاضی روی‌بین»، «بوفالو بیل» و «سرخ‌پوستان» و «روزی که دنیا به پایان رسید» آخرین جلوه‌های حضور او در نقش اول بر پرده سینماها بود. با این وجود، تاریخ سینما و سینمادوستان نسل قدیم، هرگز نمی‌توانند حضور او را که بسیار هم تاثیرگذار بود از یاد ببرند. او برای برخی بازیگران پس از خود، الگوی خوبی بود برای تقلید از حرکت‌های کم و بیش شتابزده و نگاه‌های زیرچشمی‌اش.

 

 

 

 بیوگرافی  پل نیومن + شناختنامه فیلمهای این بازیگر:

این بازیگر چشم‌آبی می‌توانست با بازی در هر چه به او پیشنهاد می‌کردند، ستاره‌ای بی‌بو و خاصیت باقی بماند، ولی در عوض در نقش‌هایی چالش‌برانگیز ظاهر شد که در آن واحد، هم از سوی مردم و هم از سوی منتقدان مورد استقبال قرار گرفت.

تولد: پل لئونارد نیومن، ۲۶ ژانویه ۱۹۲۵، اوهایو
قد: یک متر و ۸۰

همسران و فرزندان: جکی ویت بازیگر (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۸، جدا شدند) پسری به نام اسکات و دخترهایی به نام سوزان و استفانی.
جوآن وودوارد (۱۹۶۸ تا آخر عمر)، دخترهایی به نام الینور، ملیسا و کلر

جوایز اسکار:
برنده اسکار بهترین بازیگر مرد برای رنگ پول
نامزد اسکار به خاطر گربه روی شیروانی داغ، بیلیارد باز، هاد، لوک خوش‌دست،
Absence of malice، حکم، احمق هیچکس
نامزد بهترین بازیگر نقش دوم به خاطر جاده‌ای به سوی پردیشن
نامزد بهترین فیلم (تهیه‌کننده و کارگردان فیلم) برای ریچل، ریچل
اسکار افتخاری در سال ۱۹۸۶ به خاطر «شرافت کاری و تعهد و پایبندی به حرفه‌اش.»

پل نیومن برخلاف میل باطنی‌اش، «محبوب قلب‌ها» شد. کمپانی وارنر در ابتدای کار، نقش‌هایی رمانتیک به وی سپرد، ولی او خود به دنبال نقش‌هایی بود که غیرمتعارف و چالش‌برانگیز بودند.اگر چه قبل از هر چیز همین چالش‌برانگیز بودن نقش برایش اهمیت داشت ولی آنچه را دنبالش بود به فیلم‌هایی پرفروش تبدیل کرد و به عنوان یکی از جذاب‌ترین قهرمانان شورشی دورانش شناخته شد.

البته چندان هم نباید از او تصویر یک قدیس را ارائه کرد. همانطور که خودش زمانی گفت: «فقط می‌خواهم به عنوان فردی از من یاید بشود که سعی خودش را کرد.» و وقتی در سال‌های آخر دبیرستان از تیم فوتبال مدرسه بیرونش انداختند، سعی کرد در نمایش‌های کالجش بازی کند. کارهای تئاتری و تلویزیونی‌اش در اوایل دهه ۱۹۵۰ باعث شد وارنر با او قراردادی ببندد و در نخستین فیلم سینمایی‌اش، جام نقره‌ای (۱۹۵۴)، بازی کند که به شدت از آن انتقاد شد.

ولی پل نیومن در دومین فیلمش آن بالا کسی دوستم دارد (۱۹۵۶) جایگاه او  را به عنوان یکی از محبوب‌ترین بازیگران جوان تثبیت کرد. این یکی از دو نقشی بود که پل نیومن در پی مرگ جیمز دین از او به ارث برد. دومی، گربه روی شیروانی داغ (۱۹۵۸) از او یک ستاره ساخت.

پل نیومن در صحنه‌ای از فیلم گربه روی شیروانی داغ

نیومن پس از فسخ قراردادش با وارنر، با بازی در فیلم‌هایی چون بیلیاردباز (۱۹۶۱)، هاد (۱۹۶۲) و لوک خوش دست (۱۹۶۷)، به اوج شهرت و محبوبیت رسید. وقتی همسرش جوآن وودوارد در هالیوود، دنبال تهیه‌کننده‌ای می‌گشت که رمان مورد علاقه‌اش ریچل، ریچل را با حضور خودش تولید کند، نیومن وارد میدان شد و فیلم را تهیه و با شرکت همسرش کارگردانی کرد و با همان فیلم، جایزه انجمن منتقدان نیویورک به او تعلق گرفت. ولی کارگردانی، وقتی را از او نگرفت چون بلافاصله به اتفاق رابرت ردفرود، با بوچ کسیدی و ساندنس کید (۱۹۶۹) عملا ژانر فیلم‌های «دو رفیق» را ابداع کرد و پشت بندش با نیش (۱۹۷۳) همکاری‌شان را ادامه دادند. در این نقطه از زندگی حرفه‌ای‌اش، نیومن صاحب رویکردی سهل و ساده شده بود که شخصیت‌هایش حالتی طبیعی و راحت می‌بخشید. کارهایش پرظرافت‌تر از آن بود که در محفل برندگان اسکار جایی برای خود باز کند. پس از شش نامزدی ناموفق در سال ۱۹۸۵ یک اسکار افتخاری به خاطر کل کارهایش به او تقدیم شد. سال بعد، به خاطر بازسازی نقش بیلیاردبازش در رنگ پول، سرانجام اسکاری برد.

پل نیومن و تام کروز در فیلم رنگ پول

از آن زمان تا به حال، به دنبال یافتن چالش‌های جالب و روش‌های تازه‌ای بوده تا سهمش را به عنوان یک آدم فعال توی این دنیا بپردازد یا به قول خودش سعی داشته «بر غنای زندگی‌اش به عنوان یک موجود بشری بیفزاید، کسی که باج نمی دهد و در برابر موانع و مشکلات نیز جا نمی زند.»

نیومن در سال آخر عمر

پشت صحنه‌ها:

– پل نیومن چنان از بازی خود در تخستین فیلمش، جام نقره‌ای (۱۹۵۴)، خجلت‌زده بود که تا وقتی ده سال بعد قرار شد از تلویزیون لس آنجلس پخش شود، یک آگهی به مجله ورایتی داد و طی آن به خاطر بازی‌اش از مردم معذرت خواست ولی بعدا متوجه شد که دقیقا به خاطر همین آگهی این فیلم پربیننده‌ترین برنامه تلویزیونی شده است.

– نیومن برای بازی در نقش راکی گراتزیانو در آن بالا کسی دوستم دارد (۱۹۵۶)، دو هفته‌ای با گراتزیانو زندگی کرد تا طرز حرف زدن و حرکات و رفتارش را یاد بگیرد. نیومن همین دقت و بررسی را در مورد سایر فیلم‌هایش نیز به کار زد.

– او در اوایل آنقدر به جای مارلون براندو عوضی گرفته می‌شد که سرانجام شروع کرد به جای او امضا دادن!

– جفت سینمایی پل نیومن، همسرش جوآن وودوارد بود. آنها در ده فیلم همکاری داشته‌اند که با تابستان داغ طوانی (۱۹۵۸) آغاز و به خانم و آقای بریچ (۱۹۹۰) ختم شد. ضمن آنکه نیومن همسرش را تقریبا در همه فیلم‌هایش هدایت و کارگردانی هم کرده است.

پل نیومن و همسرش- نیومن مثل بسیار از عکس‌های دیگر در حال سیگار کشیدن دیده می‌شود، همان سیگارهایی که سرانجام او را مبتلا به سرطان ریه کردند!

– در بوچ کسیدی و ساندنس کید (۱۹۶۹)، این واقعا خود نیومن و رابرت ردفورد هستند که از بالای دره پایین می‌پردند، البته خوب از فاصله ۳-۲ متری بر روی تشکی می‌پردند که لبه دره برایشان انداخته بودند.

– وقتی تنها پسرش، اسکات، در اثر مصرف زیاد قرص، به طور ناگهانی درگذشت، نیمومن «بنیاد اسکات نیومن» را برای کمک به خانواده‌ها و اطلاع‌رسانی تأسیس کرد، یکی شعبه‌هایی این بنیاد به پدر و مادرهای کمک می کند که به نوعی از اعتیاد رنج می‌برند.

– پل نیومن در سال ۱۹۸۲، یک کمپانی مواد غذایی تأسیس کرد که انواع و اقسام محصولان غذایی از سالاد و پستا و پاپ‌کورن گرفته تا غذاهای سالم (ارگانیک) را تولید و عرضه می کند. دو سالی پیش فروش ۱۵۰ میلیون دلاری این کپانی، همه صرف کارهای خیریه شد. خودش به شوخی می‌گوید: «مقادیری باعث شرمندگی است که سالادهای من بیشتر از فیلم‌هایم فروخته‌اند.»

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ