چند نا گفته از زندگی سیدحسن خمینی

3
روزنامه هفت صبح: در این مطلب نکاتی درباره سید حسن خمینی خواهید خواند که ممکن است ندانید.

۱٫    سید حسن خمینی متولد اول مرداد ۱۳۵۱ در شهر قم است. او در هفتاد سالگی امام خمینی (ره) و ۲۷ سالگی پدرش، سید احمد خمینی به دنیا آمد. گفته می شود که نام او، حسن، را پدربزرگش برایش انتخاب کرده است.

۲٫    پدرش را همه می شناسند. احمد خمینی بود. پسری که بعد از فوت شهادت گونه برادر بزرگش، مصطفی خمینی در سال ۱۳۵۶، دست راست پدرش بود و به عنوان دستیار ارشد رهبر انقلاب فعالیت می کرد. او که نزد مردم به حاج احمدآقا مشهور بود در سال ۱۳۷۳، یعنی ۲۳ سال پیش دار فانی را وداع گفت.
۳٫    مادرش سیده فاطمه طباطبایی است. دختر آیت العظمی سلطانی طباطبایی (ره). مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر (ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی (قده) از مراجع عظام وقت بود.
 سید حسن خمینی؛ آرام در دل طوفان
۴٫    سید حسن دوران کودکی را به تناوب در قم و نجف، در کنار پدربزرگ مادری، مرحوم حضرت آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی (قده) و پدربزرگ پدری، یعنی حضرت امام خمینی (ره) سپری می کند و روزهای اوج انقلاب را در نجف، تهران و نیز پاریس (نوفل لوشاتو) می گذارند. البته او در هنگام انقلاب، شش سال دارد.
۵٫    دوران تحصیلات ابتدایی را در نجف (مدرسه علوی) شروع می کند و در مدارس ۱۹ دی و پارس (قم) و نیکان تهران ادامه می دهد و نهایتا این دوره را در مدرسه حبیب این مظاهر جماران به پایان می برد. انتخاب مدرسه اخیر به دلیل ملاحظات امنیتی صورت گرفته است. دوره راهنمایی و پایه هایی از دوره دبیرستان وی در مدرسه نیکان سپری می شود اما در سال ۱۳۶۶ (در سال دوم دبیرستان)، عازم جبهه می شود و در نهایت امر در سال ۱۳۶۹ در حالی که سال چهارم را به طور متفرقه گذرانده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.
۶٫    او در سال ۱۳۶۸ و بنا به سفارش پدربزرگ و پدرش، تحصیلات حوزوی خود را شروع می کند و چهار سال بعد یعنی یک سال قبل از فوت مرحوم سید احمدآقا رسما لباس روحانیت را می پوشد. محل تحصیل مقدماتی او در مدرسه رضویه و کرمانی ها بوده و اساتیدش عبارت بودند از: آیات دوزدوزانی، پایانی، استادی، موسوی بجنوردی، انصاری شیرازی و آیات عظام سلطانی طباطبایی، جوادی آملی، فاضل لنکرانی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی و محقق داماد و نیز حجت الاسلام و المسلمین اسحق نیا.
۷٫    او دو سال بعد از ورود به حوزه علمیه قم (سال ۱۳۷۰) در مدرسه کرمانی ها تدریس مقدمات را شروع کرد و از سال ۱۳۷۹ به مدت ۱۰ سال به تدریس سطوح عالی پرداخت. درس فلسفه او هم از سال ۱۳۸۵ آغاز شده است. پس از آن، سید حسن به عالی ترین سطح تدریس در حوزه علمیه رسیده و از سال ۱۳۸۹ تدریس خارج اصول خود را در محل مدرسه دارالشفای قم آغاز کرده که هنوز هم ادامه دارد.
۸٫    در سایت سید حسن خمینی نوشته شده «او به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبیات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد و تاریخ در حد بالایی آشنایی دارد. به زبان های عربی و انگلیسی مسلط است و به کارگیری زبان انگلیسی را از ۱۰ سال پیش تقریبا پیوسته ادامه می دهد. حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتاب هایی نظیر «مبانی فقهی تنظیم خانواده»، «ده مقاله»، «دلیل راه» و کتاب «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ۱۰ ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی است.»
 سید حسن خمینی؛ آرام در دل طوفان
۹٫    حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی از سال ۱۲۷۲ و به دنبال درگذشت پدر عهده دار تولیت حرم مطهر و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) شد. او علاوه بر مراسم و مناسبت ها، به طور معمول روزهای چهارشنبه تا عصر جمعه را به این امر مهم می پردازد و بعد از مرحوم سید احمدآقا معمولا پنجشنبه شب ها نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر حضرت امام خمینی (س) اقامه می کند.
۱۰٫    او در سن ۲۴ سالگی با سیده فاطمه فرزند آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی وصلت کرد. حاصل این ازدواج ۴ فرزند به نام های سید احمد، سیده نرگس، سیده فرشته و سید محمدهادی است.

فوتبالی؛ مثل پدر

۱٫    حدودا ۱۵ یا ۱۶ سالم بود. روزی امام من را به یک علتی صدا زدند، رفتم خدمتشان. آن وقت ها خیلی به صورت افراطی فوتبال بازی می کردم، ایشان سه تا نصیحت به من کردند؛ یک نصحیتش این بود که درس بخوان، دوم اینکه نمازت را بخوان و سوم اتفاقا گفتند همین فوتبال که بازی می کنی، این ورزش را ادامه بده.
۲٫    از وقتی یادم می آید همیشه کیهان ورزشی خانه ما بود. لذا ما با فوتبال و با حاشیه هاش و مسائلی که پیرامونش بود، همیشه در منزل عجین بودیم. مرحوم پدرم نیز خیلی به صورت حرفه ای فوتبال بازی می کردند تا حتی تیم شاهین آن زمان هم رفته بودند. تمرین هم کردند؛ ولی بعد به عللی که هم علل سیاسی داشت و هم علل دیگر مانند تحصیل و غیره و تغییر مسیر زندگی، از این فضا دور شده بود ولی علاقه مندبود، به خصوص آن سال های آخر که جام جهانی بود (فکر می کنم ۹۰ ایتالیا بود) که خیلی هم تعقیب دقیقی داشتیم و می نشستیم با هم نگاه می کردیم.
۳٫    من تقریبا تا بیست و یکی، دو سالگی (فوتبال) بازی می کردم. ولی هیچ وقت به صورت جدی نمی شد ادامه بدهم. علل متعددی داشت. یکی اینکه تقریبا از ۱۷ سالگی من به قم رفتم و آنجا محیط برای این کار خیلی فراهم نبود. ولی تهران هم بعضا با همین رفقایی که داشتیم تمرین می کردم تا بعد یواش یواش دیگر چاق شدیم و وقتی آدم چاق می شود (البته الان چند وقتی است که لاغر شدم) دیگر انگیزه اش را هم از دست می دهد.
۴٫    قبلا خیلی از بازی ها را به ورزشگاه هم می رفتم. هم استادیوم آزادی و هم امجدیه؛ ولی الان کمتر. مرا نمی شناختند. می رفتیم از پشت نرده ها، بلیت می خریدیم از شیب استادیوم آزادی پیاده می رفتیم بالا.
 سید حسن خمینی؛ آرام در دل طوفان
۵٫    کلا آن وقت ها بیشتر (فوتبال را) دنبال می کردم. الان به واسطه احمد (پسرم) و بعضا خبرایی که می شنوم نتایج را دنبال می کنم. برنامه شما را هم مقیدم که آخرهایش را ببینم چون تا حدود دوازده و نیم خیلی نمی رسم؛ مطالعه داریم چرا که فردایش باید درس بدهیم؛ ولی از آن ساعت به بعدش یک ساعتی بعضا ۹۰ را نگاه می کنم. می خواهم خودم را توی زمان نگهدارم ولی بازی های تیم ملی را حتما سعی می کنم ببینم.
۶٫    پدر من حسابی طرفدار پرسپولیس بود. من هم اگر از بازی های باشگاهی که در ذهنم ماندگار شده بگویم لو می روم. یکی آن بازی استقلال- پرسپولیس که دو- دو تمام شد، که به دعوا کشیده شد. و یکی هم سه-هیچ که ناصر محمدخانی به استقلال زد.
۷٫    از میان بازیکنان فعلی فوتبال جهان مسی را بیشتر می پسندم ولی یک موقعی به نظرم در اوجش رونالدینیو بهترین بازیکن دنیا بود. رونالدو هم خوب بود؛ رونالدوی برزیلی. اما رونالدینیو واقعا بعضی از حرکاتش با توپ خارق العاده بود.
بخشی از مصاحبه عادل فردوسی پور با سید حسن خمینی در برنامه نود، بهمن ۱۳۹۲- این مطلب خلاصه شده و سوالات مجری از آن حذف شده است.

سه حاشیه سیاسی مهم سید حسن

۱٫ «راز لپ های گل انداخته»
زمستان ۱۳۸۶، حسن خمینی مصاحبه ای کرد با نشریه شهروند امروز و در آن در مورد اجتهاد در خصوص نظرات امام سخن گفت و از ورود نظامیان به سیاست انتقاد کرد. این سخنان او با واکنش رو به رو شد اما کمی بعد، سایتی به نام نوسازی که ادعا شده از طرفداران دولت احمدی نژاد بوده، در شرح خبر دیدار حسن خمینی با اعضای جبهه مشارکت که با اعتراض وی به رد صلاحیت های گسترده شورای نگهبان در انتخابات مجلس هشتم همراه بود، مطلبی را با عنوان «راز لپ های گل انداخته سید حسن خمینی» منتشر کرد که در آن مدعی زندگی اشرافی او شده بود.
 سید حسن خمینی؛ آرام در دل طوفان
این مطلب با انتقاد بسیاری رو به رو شد و سایت مزبور تعطیل و مدیر آن بازداشت شد. با این حال، پس از آن حجت الاسلام محمدرضا توسلی عضو مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت و از اعضای دفتر امام خمینی در هنگام سخنرانی در اعتراض به این نامه دچار سکته قلبی شد و پس از انتقال به بیمارستان جان سپرد.

۲٫ انتخابات سال ۸۸

حسن خمینی در سال ۱۳۸۸ به وضوح زاویه ای با دولت وقت داشت و از این رو در مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی نژاد برای دوره دوم ریاست جمهوری شرکت نکرد. وی همچنین برای نخستین بار در مراسم هفته دولت در آرامگاه روح الله خمینی، از محمود احمدی نژاد استقبال نکرد. او هم چنین در این سال، با برخی از بازداشت شدگان وقایع آن سال و نیز خانواده های آن ها دیدار کرد که این موضوع مورد انتقاد جریان های اصولگرا قرار گرفت. پس از آن بود که در جریان سخنرانی او، در روز ۱۴ خرداد ۱۳۸۹، به علت شعارهایی که از سوی عده ای داده شد، سخنرانی اش ناتمام باقی ماند. این موضوع البته باعث شد که برخی علما از چنین ماجرایی انتقاد کنند و به دلجویی از او بپردازند.

۳٫ انتخابات خبرگان سال ۱۳۹۴

حسن خمینی در تاریخ ۲۷ آذرماه ۹۴ برای شرکت در پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری با حضور در ستاد انتخابات وزارت کشور رسما ثبت نام کرد. پس از آن شورای نگهبان اعلام کرد برای احراز اجتهاد کسانی که سابقه نمایندگی خبرگان را نداشتند از آنها برای شرکت در آزمون اجتهاد دعوت کرده است؛ اما دفتر سید حسن خمینی مدعی شد از وی دعوتی برای شرکت در آزمون علمی خبرگان به عمل نیامده است و او پیامک یا دعوتنامه ای در این رابطه دریافت نکرده است. در ۶ بهمن ۱۳۹۴، و همزمان با اعلام نتیجه بررسی صلاحیت های نامزدان انتخابات خبرگان از سوی شورای نگهبان، مشخص شد که شورای نگهبان صلاحیت سید حسن خمینی را احراز نکرده است.

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ