کاسبی دولت از سران فتنه!

حالا که دولت دوازدهم را در دست گرفته‌اند، دیگر به اصطلاح محصورین برای‌شان ارزشی ندارند. شاید این بدنه امروز سوال اصلی‌اش این باشد که اساسا آیا دولت قصدی برای پیگیری مساله سران فتنه دارد یا ترجیح می‌دهد مساله همین‌طور مسکوت بماند؟ احتمالا از جایی به بعد همین بدنه هم می‌داند که قصد دولت ادامه کاسبی از مساله سران فتنه به همین شکل است، چون اگر به طریقی حل شود؛ اولا دیگر نیازی به این دولت نیست،

3

محمد زعیم‌زاده در روزنامه وطن امروز نوشت: نمی‌دانم وقتی حسن روحانی در انتخابات استراتژی «پیروزی به هر قیمتی» را انتخاب کرد به عواقب و پیامدهای احتمالی آن هم فکر می‌کرد یا نه؟ شاید اوضاع خراب نظرسنجی‌ها یا هر علت دیگری سبب شد حسن روحانی اواسط مسیر تبلیغات مسیر دیگری را بپیماید.

روحانی از جلسه انتخاباتی در همدان بود که مسیر رادیکالیزم سیاسی و تند کردن فضا را پی گرفت و احتمالا با مشورت مشاوران آشنا و ناآشنا ادبیاتی را دنبال کرد که به تیتر یک رسانه‌های رجوی و دار و دسته‌اش هم تبدیل شد. ادبیاتی که حتی صدای مدافعان جدی روحانی را هم درآورد؛ الیاس حضرتی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در نامه‌ای خطاب به روحانی نوشت: «شما در سخنان اخیرتان «تند» رفتید آن هم نه تنها در نقد عملکرد نامزدهای رقیب و جریان سیاسی حامی آنان بلکه در مواردی کلیت عملکرد انقلاب اسلامی را هم مورد نقد قرار دادید. وقتی از «کسانی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند» سخن می‌گویید، عملکرد کل نظام را در معرض اتهام قرار می‌دهید، وقتی می‌فرمایید جریان رقیب شما «می‌خواهد ناامنی را به کشور بازگرداند و آرامش منطقه را برهم بزند»، دشمنان سوءاستفاده می‌کنند و ادعاهای ناروای خود را علیه جمهوری اسلامی تکرار خواهند کرد که ایران عامل ناامنی منطقه است».
عباس عبدی هم در اعتراض به ادبیات رادیکال روحانی گفت: تند شدن آقای روحانی درست نیست، نقطه قوت روحانی آرام‌سازی بوده و باید همان را ادامه دهد.
با این وصف و با وجود پیروزی در انتخابات، جناب روحانی و حامیان و مشاورانش احتمالا خوب می‌دانند که با وجود رای ۵۷ درصدی که پایین‌ترین نصاب یک رئیس‌جمهور ۲ دوره‌ای در دوره دوم است و همین طور به دلیل تصویری که درست یا غلط از او در افکار عمومی در انتخابات، با المان‌هایی مانند «شائبه در صحت پایان‌نامه» و نیز «انکار وعده‌های اقتصادی مثل تحول ۱۰۰روزه اقتصاد» یا «تلاش برای ریختن یارانه در شب انتخابات برای ۴ میلیون نفری که قبلا یارانه آنها را قطع کرده بودند» و شایعه «تهدید روستاییان به کم یا قطع کردن بودجه در صورت رأی ندادن به روحانی» و ادبیاتی مثل اینکه «روز شنبه بعد انتخابات با آب و صابون صورت رقبا و هواداران را می‌خواهم بشویم یا به حساب آنها خواهم رسید» و… شکل گرفت و تا حدودی هم اجتماعی شد، کار حسن روحانی در دوره دوم ریاست جمهوری مشکل است. حال به همه این موارد ادبیات رادیکال روحانی در زمان تبلیغات و درگیر شدن با اجزای مختلف حاکمیت را هم که قرار است در این ۴ سال با روحانی کار کنند اضافه کنید تا به سختی کار در دوره دوم بیشتر پی ببرید.
به نظر می‌رسد مشاوران جناب روحانی برای حل این معضل ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین پیشنهاد را ارائه کرده‌اند؛ دنده عقب گرفتن روحانی در نخستین کنفرانس خبری پس از انتخابات ریاست‌جمهوری. آنجا که در پاسخ به درخواست پرشور خبرنگار درباره اعلام موضع صریح درباره سرنوشت سران فتنه تنها به بیان نکاتی درباره حقوق شهروندی اکتفا کرد یا سعی و تلاش حداکثری کرد تا درباره مباحثی چون موضوع موشکی یا تحریم‌ها و امثالهم مواضعی معقول و غیر از مواضع ایام انتخابات بگیرد، همه در همین راستا تحلیل می‌شود.
اما به نظر می‌رسد اوج پیاده‌سازی استراتژی دنده‌عقب را باید در فعالیت‌های مجازی مشاوران روحانی جست‌وجو کرد، آنجا  که آشنا، مشاور موثر روحانی در توئیتی اعتراضات نجیبانه سیدابراهیم رئیسی به نتیجه انتخابات را با رفتار میرحسین موسوی در سال ۸۸ مقایسه کرد و گفت رئیسی موسوی نیست و حتما فتنه‌ای رخ نخواهد داد.

آشنا در این توئیت  ضمن فتنه نامیدن اتفاقات ۸۸ و فتنه‌گر خواندن میرحسین موسوی آب سردی ریخت بر پیکر حامیان اصلاح‌طلب دولت؛ حامیانی که حالا در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند روحانی و دولتمردانش آنها را فریب داده‌اند و حالا که دولت دوازدهم را در دست گرفته‌اند، دیگر به اصطلاح محصورین برای‌شان ارزشی ندارند. شاید این بدنه امروز سوال اصلی‌اش این باشد که اساسا آیا دولت قصدی برای پیگیری مساله سران فتنه دارد یا ترجیح می‌دهد مساله همین‌طور مسکوت بماند؟ احتمالا از جایی به بعد همین بدنه هم می‌داند که قصد دولت ادامه کاسبی از مساله سران فتنه به همین شکل است، چون اگر به طریقی حل شود؛ اولا دیگر نیازی به این دولت نیست، ثانیا با حل مساله آنها و امکان حضور و ظهور و بروز سیاسی آنها دیگر دولت موضوعیتی ندارد.

واقعیت این است که دولت دوازدهم در شرایط فعلی راهی جز دنده‌عقب ندارد اما باید هزینه‌های آن را بدهد؛ نخستین هزینه آن که تاکنون حاصل شده است بی‌اعتمادی حاکمیت نسبت به دولت است و دومی هم ایجاد انزجار در بدنه حامیان رادیکال دولت!

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ