تداخل ماه رمضان با هر بازی باشگاهی و ملی، دغدغه مربیان فوتبال است. داستان فقط هم مختص به ایران نیست؛ عربستان لیگ فوتبالش را تحت هر شرایطی باید در ماه رمضان تعطیل کند. قطر و امارات حتی در زمستان هم بازی ها را به دو تا سه ساعت بعد از افطار موکول می کنند و ایران هم تازگی و طی هفت سال اخیر، اگر لیگ با بازی های باشگاه تداخل زمانی داشته باشد، مسابقات را نیم ساعت بعد از افطار برگزار می کند.

اما بازیکن یا هوادار چه گونه باید نیم ساعت یا حتی یک ساعت بعد از افطار در ورزشگاه حضور یابد؟ در حالی که ترافیک در کلان شهرها مشکل جدی ترددهای شهری به شمار می رود. افزون براین که در تهران، شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز، اهواز و یا هر شهری که میزبان بازی های لیگ است، بازی ها نباید به نیمه شب کشیده شوند.

داستان بازیکنانی که تا قبل از بازی روزه دار بودند هم تازگی ندارد. مربیان وارداتی گاهی نسبت به این رژیم غذایی پیش از آغاز بازی اعتراض می کردند اما صدای آن ها رسانه ای نمی شد. «مصطفی دنیزلی» در تیم «پاس» اولین بار به روزه گرفتن «مهدی هاشمی نسب» اعتراض کرده بود. تمرین که تمام شد، مدیریت باشگاه او را احضار کرد. یک ساعت گفت و گو با سردار«مصطفی آجرلو»، مدیرعامل وقت باشگاه پاس تهران کفایت می کرد که دیگر در مورد روزه بازیکنان تیم خود اظهار نظر نکند.

آجرلو البته یک داستان مشهور هم داشت؛ او سال ۱۳۸۹ مدیرعامل باشگاه «استیل آذین» تهران شد و علی کریمی را به دلیل آن «روزه خواری» سر تمرین، از تیم اخراج کرد. به «مهر» گفته بود: «با صداقت و شجاعت می‌گویم دلیل اخراج کریمی، تظاهر و پافشاری بر روزه خواری علنی است.»

علی کریمی از استیل آذین اخراج شد چون ماه رمضان در زمان تمرین آب نوشیده بود. آجرلو برای بازگشت کریمی یک شرط گذاشت؛ عذرخواهی از مردم به خاطر خدشه دار شدن عقایدشان.

کریمی اما کم تر از ۱۰ روز بعد دوباره به تیم بازگشت چون «حسین هدایتی»، مالک باشگاه بین ستاره تیم خود و مدیرعامل ارزشی، ستاره را انتخاب کرد. هدایتی حکم به برکناری آجرلو داد و علی کریمی را برگرداند.

«راینز سوبل» آلمانی، سرمربی پرسپولیس در اواسط دهه ۸۰ خورشیدی بود که تمام اتفاقات حیرت انگیز دنیا را در ایران تجربه کرد. مترجم او، «آرش فرزین»، داماد «علی پروین» بود که هرآن چه می خواست را برای او می گفت و هرآن چه که صلاح نمی دانست را در ترجمان حرف های سوبل به فارسی تغییر می داد؛ مثلا یک بار سوبل پس از شکست «پرسپولیس» گفته بود علی پروین باید حدود خودش را بشناسد و در امور فنی دخالت نکند. فرزین حرف او را این گونه ترجمه کرد: «آقای پروین بزرگ تر باشگاه هستند و هر تصمیمی بگیرند، من اطاعت می کنم.»

سوبل در نخستین هفته ای که تیم‌اش باید در ماه رمضان بازی می کرد، با صحنه ای تازه روبه رو شد. او «حامد کاویانپور»، «علی انصاریان» و «مهرداد میناوند» را در حال صرف چای، شیرینی، میوه، نان و پنیر و آب، دقایقی قبل از آغاز بازی دید. تا پیش از این حتی نمی دانست که بازیکنان تیم‌اش روز قبل هم در تمرین لب به آب نزده بودند.

اعتراض او پیش از بازی فایده ای نداشت. اگر می خواست بازیکنانی که یک روز کامل آب و غذا مصرف نکرده بودند را در ترکیب قرار ندهد، باید نیمی از تیم را کنار می گذاشت. «حمید استیلی» به او گفته بود که حتما چند بازیکن روزه دار در تیم حریف پیدا می شود.

سایت «ورزش جهان» سال ۸۸ از قول یکی از بازیکنان لیگ برتر ایران نوشته بود: «مربی سر جلسه تمرین به ما می گوید که جلوی چشمش آب بخوریم تا مطمئن شود که روزه نیستیم.»
این سایت ادعا کرد که مربی لیگ برتری از مربیان مشهور ایرانی است.
مربیان خارجی در ایران آرام آرام با این ماه خو گرفتند. کروات ها کم ترین میزان تنش را با مدیران معتقد و بازیکنان روزه دار داشتند. «زلاتکو کرانچار»، «میروسلاو بلاژویچ» و «وینگو بگوییچ» نمونه های زنده این تفاهم فرهنگی و مذهبی بودند. حتی برانکو ایوانکوویچ جمله ای دارد مشهور که وقتی سرمربی تیم ملی ایران بود، در توصیف روزه داری بازیکنان باشگاهی گفت: «این یک رژیم غذایی مناسب هم هست.»

همتایانش در اروپا چندان با او هم فکر نبودند. در غرب، داستان فرق دارد؛ لیگ ها را نه برای ماه رمضان تعطیل می کنند، نه مربیان راحت با مساله روزه داری کنار می آیند. نمونه ای هست مانند «لوییز فن خال»، سرمربی هلندی «بایرن مونیخ» در سال ۲۰۰۹ میلادی.
«فرانک ریبری»، بازیکن مسلمان تیم به او گفته بود که باید در ماه رمضان روزه بگیرد. روزنامه «آس» از قول سرمربی بایرن نوشت: «من مربی فوتبال هستم، نه یک روحانی دینی. آن ها می توانند روزه بگیرند و عبادت کنند اما باید در حد مطلوب برای قرار گرفتن در ترکیب تیم باشند.»
ریبری بازی می کرد. آن قدر ستاره و باکیفیت بود که حتی جنازه اش هم آن سال ها به تمام بوندسلیگا سر بود.

اما جنجال را آقای خاص در ایتالیا ساخت؛ «ژوزه مورینیو» سال ۲۰۰۸ سرمربی «اینترمیلان» ایتالیا شد. در بازی اینتر مقابل «باری»، مورینیو کنار زمین رفت و «سولی مونتاری»، بازیکن غنایی تیم خود را صدا زد و یک بطری آب به او داد و گفت بنوش. مونتاری از نوشیدن آب امتناع کرد و اصرار مورینیو بیش تر شد. سرمربی بلافاصله دستور به بیرون آمدن مونتاری، بازیکن مسلمان تیم خود که روزه بود را داد.

مورینیو در پایان بازی گفته بود: «من اطلاعی در مورد مسایل روانی و معنوی در مسیحیت، یهودیت و اسلام ندارم اما اطلاعاتم در مورد فوتبال کامل است. معتقدم بازیکنی که دستورات پزشکی را رعایت نمی‌کند، به درد تیم من نمی‌خورد.»

گفتار و رفتار مورینیو در پایان بازی، خشم «محمد نور»، رهبر مسلمانان ایتالیا را برانگیخت. تاجایی که ادعا کرد مورینیو فردی ناآگاه نسبت به مسایل دینی است. دانشگاه کاتولیک «ساکرو کور» در میلان هم رفتار مورینیو را دور از شأن یک کاتولیک معتقد دانست.

واکنش دانشگاه مسیحیان، یادآور یک نسل سوخته در فوتبال ایران بود؛ باشگاهی به نام «آرارات»، بازیکنان ارمنی فوتبال ایران، دو جین ستاره که در دهه های ۵۰ و ۶۰ به فوتبال ایران معرفی شدند و البته ته مانده آن ها که می شود «آندرانیک تیموریان». اکثرا هم معتقد و سرسخت در عقاید مذهبی و گرایش های دینی.

آندرانیک تیموریان هم روزه ارامنه می گیرد؛ از ۴۰ روز مانده به عید پاک، تا شب نوروز. کسی هم نمی داند که آندو در این روزها فقط «پاسوتس‌ دلما» یا «دلمه‌ روزه»‌ (نوعی غذای ویژه ارامنه) می خورد. دیگری، «ادموند بزیک» است. چه روزهایی که فوتبال بازی می کرد، چه حالا که هم بازی و هم مربی گری را کنار گذاشته است، روی اعتقادات مذهبی خود بوده و هست؛ چه در روزه داری (۴۰ روزه) چه در عبادت های مذهبی خاص خودش. ارامنه معتقد یا حتی روزه دار در ایران انگشت شمار نیستند اما این یکی، سرآمد بود.

«نوریک شهبازیان» را باید در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ خورشیدی جست و جو کرد؛ مهاجمی قد بلند، سرعتی، سرزن، خوش استیل اما خاص.

او از ارامنۀ معتقد بود. آرزو داشت که روزی از مبلغان دین خود شود اما سر از باشگاه آرارت درآورده بود. برای فوتبال بازی کردن، فلسفه عجیبی داشت. همیشه می گریست؛ همیشه! در رخت‎کن، پیش از بازی، دعا و انجیل می خواند. بعد از بازی هم گریه می کرد؛ فرقی نداشت که گل زده باشد یا نه. با فلسفه خودش پیش می رفت. اگر در بازی گل زده بود، مویه می کرد برای مدافع و دروازه بان حریف که حالا از گل‎زنی او غم گرفته اند. اگر گل نمی زد، زانوی غم بغل می گرفت که چرا زحمات دوستان و هم بازی ها را بر باد داده است. می گفتند عارف مسلک بود. یک ارمنی معتقد و یکی از استعدادهای ناب فوتبال که روزی برای خودش گل‎زنی را «حرام» اعلام کرد.

نوریک اواخر دهه ۷۰ برای همیشه از ایران رفت؛ دقیقا هم رفت سراغ همان عشق و رویای اول و آخرش. به سوئد مهاجرت کرد و کشیش شد. در گم‏نامی و بی نامی زندگی می کند و سراغی از کسی نمی گیرد. کسی هم نمی داند دقیقا که او این روزها کجا است.

او را باید از عجایب دنیای فوتبال ایران دانست؛ پسر جوانی که آن قدر گریست تا کشیش شد.

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ