قطام که بود؟

121

قَطام بنت شِجنه بن عدی یا قطامه (قطام بنت شجنه بن عدی) زنی اهل کوفه و از محرکان ابن ملجم در قضیه کشتن علی بن ابی طالب بود.

قطام که بود؟

قطام دختر «شحنه بن عدی (عیسی)» از قبیله «رباب» بود صورت زیبایش و جمال دلربایش او را شهره شهر کرده بود به طوری که او را «ماهروی کوفه» لقب داده بودند، او از کسانی بود که بعد از واقعه نهروان و کشته شدن برادر و پدرش در زمره مخالفان حضرت علی علیه السّلام رار گرفت، قطام دختری حیله گر، مکار و پیوسته در صدد انتقام جویی از قاتلان پدر و برادرش بود ولی جرئت اظهار آن را در شهر کوفه به علت وجود پیروان و شیعیان علی علیه السّلام نداشت بناچار در آن خانه خلوت به نوحه گری و زاری می پرداخت، در آنجا به غیر از غلامی که کارهای خانه و امور زندگی او را انجام می داد کسی نبود. بعد از آن مصیبتی که بر قطام رسید همه خدمتکاران جز همین غلام سالخورده او را ترک کرده بودند، قطام ایام تنهائی خود را با آن غلام بسر می برد و با او درد دل می کرد.

قطام دختر علقمه بن شجنه عدی از قبیله تیم الرباب بود پدر او اهل یمن بود و در جنگ صفین به کوفه آمد و در آنجا اقامت کرد. پس از ماجرای حکمیت و انحراف عقیده او در جنگ نهروان به همراه فرزند خود رو در روی امام علی علیه السّلام قرار گرفت و کشته شد قطام دختر زیبا و خوش هیکل آن عصر به شمار می رفت و پس از کشته شدن پدر و برادرش جزء دشمنان سرسخت امام علیه السّلام گردید او به همراه طرفداران حزب قائم که به رهبری عبدالله بن وهب راسبی بود جنگ با علی را جهاد و خون آن حضرت را مباح می دانستند. کتاب – زینب بانوی قهرمان کربلا. ص ۷۲ – تاریخ خمیس ص ۲۸۱ – خوارج ص ۱۰۲٫

دانشنامه اسلام می‌نویسد وجود شخصیت قطامه انکار نشدنی است و برخی منابع نام پدر و برادر و اطلاعاتی دیگر از وی را می‌دهند. برخی منابع مانند بلاذری و ابوالعباس مبرد نام پدرش را به جای شجنه، علقمه (یا شاید هم علفه باشد چرا که ابن درید می‌گوید قطامه خواهر هلال و مستورد است که دو تن از خوارج بودند)، در منابع دیگر نام پدرش به نام‌های چون اخدر بن شجنه (بلاذری معتقد است که اخدر برادر قطامه بوده که در نهروان کشته شده)، سبخه بن علی بن عامر بن عوف بن ثلعبه بن سعد بن ذهل بن تیم الرباب آمده است. تنها مسعودی معتقد است که قطامه دختر عموی ابن ملجم بود و از قبیله تیم الرباب نبود. در کتاب استیعاب بیان شده که قطامه از قبیله بنی عجل بن لخیم است. شهرآشوب نام برادر قطامه را که در نهروان کشته شد را اصبغ می‌نامد. ابن ملجم پس از ازدواج با قطام داشت از تصمیمش مبنی بر کشتن علی منصرف می‌شد که قطامه وی را دوباره تشویق کرد. ابن کثیر روایتی دارد که در کتب دیگر نیست که می‌گوید قطامه همراه ابن ملجم به مسجد اعظم رفت و برایش خیمه‌ای مهیا کرد. در منابع شیعی (ابن شهر آشوب) روایت شده که قطامه برای سه تن غذا یا دارو فراهم کرد و وردان از جاسوس عمرو عاص مقداری پول دریافت نمود.

قطام - زندگینامه قطام - رابطه قطام و ابن ملجم

نقش در توطئه قتل امام علی (ع)

 

در کوفه، ابن ملجم پیش مردان قبیله اش کنده رفت. اما نیتش را بر ملا نکرد، چرا که می‌ترسید در همه جا فاش شود. روزی گروهی از قبیله تیم الرباب را دید که برای ۱۰ تن از کشتگانشان در نهروان عزاداری می‌کردند و در میان آنان زنی زیبا رو به نام قطامه بنت شجنه را دید و دلباخته اش شد و از وی خواستگاری کرد. قطامه پذیرفت به شرطی که مهریه‌اش ۳۰۰۰ درهم، یک کنیز و یک غلام و کشتن علی باشد. وی در جنگ نهروان پدر و برادرش را از دست داده بود و در فکر انتقام گیری از علی بود. او نه تنها به عبدالرحمن در انجام این امر پافشاری کرد، بلکه خود نیز کمکش کرد و فردی به نام وردان از قبیله اش را به کمک وی فرستاد. عبدالرحمن نیز از فردی به نام شبیب بن بجره از قبیله بنی اشجع درخواست یاری نمود. شب قبل از واقعه، قطام با این سه تن در مسجد اعظم کوفه دیدار کرد و سینه هایشان را با حریر بست. (در منابع، شرح بیشتری بر این کار عجیب ارائه نشده است.)

انکار توطئه قطام

جعفر شهیدی معتقد است داستانی که درباره قطام وصف شده است از پایه اشتباه است وی در کتابش چنین جستار های وابسته{{درگاه|اسلام}}

شگفت‌تر از اصل داستان پیدا شدن ناگهانی زنی به نام قطام است که ابن ملجم چون او را دید یک دل نه صد دل عاشق وی شد. و شگفت‌تر از داستان قطام، خود قطام است، در حالی که طبری او را زنی قدیسه می‌شناساند و می‌گوید: «در مسجد اعظم معتکف بود که ابن ملجم و دو تن دیگر به نزد وی به مسجد آمدند و گفتند: ما بر کشتن علی متحد شده‌ایم.» ابن اعثم، او را زنی بو الهوس و نیمه روسپی معرفی می‌کند…. (زندگانی امیرالمومنین علی (ع)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ۱۷، ص ۱۶۰). ایشان در ادامه می‌گوید: اصل به وجود آمدن قضیه قطام بیشتر از زبان ابن اعثم گفته شده و در منابع دست اول از آن نامی برده نشده است.

سرنوشت قطام در سریال امام علی

در مورد قطام در تاریخ نقلهای بسیار متفاوتی بیان شده است اما در کل می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول گروهی که قائل به وجود قطام شده اند که قضیه او را تقریبا به این شکل بیان کرده اند: قطام قبل از اینکه با عبدالرحمان مرادى (قاتل على«ع») آشنا شود با جوانى به نام سعید که ابتدا از هواخواهان عثمان و از دشمنان على (ع) بود آشنا شد و چون پدر و برادرش در جنگ نهروان کشته شده بودند سخت کینه على(ع) را در دل گرفته و در صدد قتل آن حضرت بود تا این که وقتى سعید را دید و زمینه را در او مساعد یافت به او گفت شرط ازدواج با من کشتن على بن ابى طالب است و در این مورد قرار دادى نوشتند و سعید آن را امضا کرد. اما سعید به طرف مکه رفت و با وصیت جدش و کوشش پسر عمویش عبدالله از دشمنى با على دست کشید و از هواخاهان آن حضرت شد و وقتى به کوفه آمد سعى کرد که قطام را نیز از آن تصمیم خود منصرف کند اما قطام نیز از روى حیله ونیرنگ با او، به ظاهر کلام او را تصدیق کرد و گفت: من نیز از عقیده سابق خود برگشتم و الان از طرفداران على (ع)مى‏باشم و در این هنگام قطام از سعید شنید که سه نفر در مسجدالحرام و کنار خانه کعبه عهد بستند که در شب ۱۷رمضان هر کدام یکى از این سه نفر حضرت على(ع) معاویه و عمروعاص را بکشند. و سپس سعید و عبدالله از قطام خداحافظى کردند و به طرف مصر رفتند تا بلکه بتوانند آن مردى را که مأموریت یافته حضرت على(ع) را در شب ۱۷رمضان به قتل برساند پیدا کنند و او را از تصمیم خود منصرف سازند و هر دو از قطام خداحافظى کردند به وعده دیدار دوباره و قطام نیز شخصى در مصر نزد عمروعاص فرستاد و گزارش به او داد که این دو نفر مى‏آیند … او در صدد بود تا به هر طریقى شده عبدالرحمان را پیدا کند تا این که بالاخره در کوفه عبدالرحمان را پیدا کرد و وقتى که از اوخواستگارى نمود گفت شرط ازدواج با من کشتن على (ع) است و او هم قبول کرد تا شب موعود فرا رسید و سعید نیزچون به فسطاط رسید عبدالله از طرف عمرو دستگیر شد و سعید دانست که آن شخصى که کمر قتل على را بسته بودشخصى به نام عبدالرحمان است و روز گذشته به‏ طرف‏ کوفه ‏رفته‏است و در این جا با سفارش خوله – که دخترى ازطرفداران علی(ع) بود – به طرف کوفه حرکت کرد تا این که بتواند او را از تصمیمش منصرف کند یا موضوع را به على(ع) گزارش دهد. اما قطام چون مى‏خواست این راز فاش نشود تصمیم گرفت که از رفتن سعید به خانه حضرت على(ع)جلوگیرى کند. بدین جهت غلام خود ریحان را در بیرون دروازه کوفه به استقبال سعید فرستاد تا او را به خانه قطام دعوت نماید و قطام نیز او را سرگرم کند. اما سعید چون دید وقت بسیار تنگ است و شاید فرصت از دست برود تصمیم گرفت یکسره به خانه حضرت على(ع) برود و قطام نیز عهدنامه‏اى را که با سعید در ابتدا امضا کرده بودند به خانه حضرت فرستاد. وقتى سعید به در خانه رفت قنبر غلام حضرت او را شناخت و به عنوان شخصى متهم و مجرم زندانى کرد تا انتقام حضرت على (ع) را از او بگیرد.اما قطام نیز همان روز صبح به همراه کنیز و غلامش از کوفه خارج شده و یکسره به مصر به سوى عمروعاص رفتند. اما در آن جا نیز براى عمرو ثابت شد که قطام از موضوع توطئه قتل عمرو اطلاع داشته و عمدا جریان را براى او گزارش نکرده و در این جا تصمیم گرفت که شب آنها را زندانى کند تا فردا تصمیم نهایى را بگیرد. اما قطام شبانه با همکارى غلامش ریحان در زندان را شکسته و فرار کردند وعمرو نیز نتوانست به آنها دسترسى پیدا کند. عبدالله نیز به دست عمرو گرفتار شده بود. اما چون توطئه قتل عمرو را به او گفته بود و عمرو از کشته شدن نجات پیدا کرد مورد عفو قرار گرفت. بلال و سعید در هنگام بازگشت از دمشق، شبى در کنار دریاچه‏اى استراحت مى‏کردند که دیدند قطام و غلامش ریحان نیز در کنار دریاچه به استراحت مشغول هستند و بلال وقت را غنیمت شمرد و موقعى که ریحان براى تهیه آذوقه از چادر دور شد رفت و سر قطام را برید و نزد سعید برد و سعیدآهى کشید و گفت من تا زنده بودم آرزو داشتم دستم به او برسد ولى تقدیر این چنین بود که بعد از مرگش بدن او را لمس کنم، (نقل از فاجعه رمضان، جرجى زیدان، و بحار، ج ۴۲، ص ۲۹۸).
و دسته دوم گروهی که قائل به نفی وجود شخصی به نام قطام شده اند که مهمترین آنها دکتر شهیدی است, مرحوم سید جعفر شهیدی اصلا قضیه قطام را افسانه ای بیش نمی داند و به کلی آن را انکار می کند و با دلایل محکم اثبات می کند که این قضیه ساخته و پرداخته نویسندگان متاخر است.
ایشان در کتابش می نویسد: …شگفت‏تر از اصل داستان پیدا شدن ناگهانى زنى به نام قطام است که ابن ملجم چون او را دید یک دل نه صد دل عاشق وى شد.و شگفت‏تر از داستان قطام, خود قطام است, در حالى که طبرى او را زنى قدیسه مى‏شناساند و مى‏گوید: «در مسجد اعظم معتکف بود که ابن ملجم و دو تن دیگر به نزد وى به مسجد آمدند و گفتند: ما بر کشتن على متحد شده‏ایم.» ابن اعثم،او را زنى بو الهوس و نیمه روسپى معرفى مى‏کند…. (زندگانی امیرالمومنین علی(ع)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ۱۷، ص ۱۶۰) . ایشان در ادامه می گوید: اصل به وجود آمدن قضیه قطام بیشتر از زبان ابن اعثم گفته شده و در منابع دست اول از آن نامی برده نشده است.
حال گذشته از اینکه آیا قضیه قطام صحت دارد یا نه این موضوع که قطام تبدیل به خوک شده باشد در هیچ منبع معتبری ذکری از آن به میان نیامده است, و معلوم نیست دست اندرکاران این سریال این موضوع را از کجا استفاده کرده اند.


مرتبط:

 

درباره سریال امام علی (ع)

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ