بیوگرافی ریچارد نیکسون

5
– سمیرا دردشتی: آیا ریچارد نیکسون منفورترین رییس جمهور آمریکا قبل از ترامپ بوده است؟

معمولا در انجام آنچه فکر می کرد باید انجام دهد، متهورانه عمل می کرد و به ساختارهای موجود تسلیم نمی شد و همین بی باکی حساب نشده در رفتار بود که عاقبت وی را به تنها رییس جمهور مستعفی در تاریخ آمریکا مبدل کرد. بسیاری او را منفورترین رییس جمهور تاریخ آمریکا می دانند که تلاشی شیطانی در جهت سرنگونی قانون اساسی این کشور داشت و شماری دیگر وی را قربانی ساختارهای آمریکا و مطبوعات این کشور دانستند.

داستان زندگی او روایتی دوگانه از مردی است که از درون دشواری های زندگی قد کشید، رشد کرد و درهای کاخ سفید را روی خود گشود و از سوی دیگر با نوعی ترس روانی، کینه توزی، درگیری در فساد، عملکردهای نامعمول و نصیحت ناپذیری شرایطی را پدیدآورد که تمام آنچه را به دشواری کسب کرده بود به یکباره از دست دهد و وارث یک رسوایی بزرگ در تاریخ آمریکا باشد.
ریچارد نیکسون، منفورترین رییس جمهور آمریکا قبل از ترامپ

از مزرعه لیمو به عرصه سیاست

فرانسیس آنتونی نیکسون (۱۹۵۶- ۱۸۷۸) و هانا میلهاوس نیکسون (۱۹۶۷- ۱۸۸۵) در یوربالیندا کالیفرنیا صاحب مزرعه لیمو بودند. هانا پیرو آیین کوییکر بود و فرانسیس نیز که پیشتر متدیست بود به همین آیین گرایش پیدا کرده بود. بنابراین در خانه آنها تعالیم کوییکرها حکمفرما بود. در حقیقت پیروان این آیین که شاخه ای از مسیحیت است، معتقد بودند هر مومنی باید کشیش باشد.
در چنین شرایطی کارهایی نظیر رقص و مصرف الکل در خانه نیکسون ها ممنوع بود و فرزندان آنان باید سوگندهایی را در این رابطه ادا می کردند اما نکته جالب دیگری نیز در این خانواده تقریبا مذهبی به چشم می خورد و آن نامگذاری فرزندان بود.
فرانک و هانا پنج پسر به نام های هارولد، ریچارد، دونالد، آرتور و ادوارد داشتند که نام های آنان را اغلب از پادشان بزرگی که در انگلستان حکومت می کردند وام گرفته بودند.
خانواده نسبتا پرجمعیت بود و تا حدودی از مشکلات مالی رنج می برد. در سال ۱۹۲۲ زمانی که کار مزرعه پرورش احشام به شکست انجامید، خانواده ناچار به نقل مکان به ویتی یر کالیفرنیا شد و در آنجا فروشگاهی برای عرضه مواد غذایی و ایستگاه گاز تاسیس کردند که اعضای خانواده در آن مشغول به کار شدند. در این زمان به فاصله نسبتا کوتاهی دو شوک بزرگ برای خانواده پدید آمد نخست مرگ آرتور ۷ ساله در ۱۹۲۵ و سپس مرگ هارولد فرزند بزرگ خانواده در ۲۲ سالگی در اثر بیماری سل بود.
بنابراین رییس جمهور آینده آمریکا در خانه ای رشد کرد که شرایط آن شاید چندان مساعد پرورش شخصی برای احراز پست ریاست جمهوری ایالات متحده ارزیابی نمی شد. ریچارد که نام او یادآور پادشاه شجاع انگلستان «ریچارد شیردل» بود، در ۹ ژانویه ۱۹۱۳ متولد شد و دست سرنوشت آن بود که از میان دیگر برادرانش که نام های شاهی یدک می کشیدند او روزی به شخص اول کشور در آمریکا مبدل شود.
 ریچارد نیکسون، منفورترین رییس جمهور آمریکا قبل از ترامپ
ریچارد نیز مطابق با شرایط خانواده زندگی چندان راحتی را در دوران کودکی سپری نکرد و تنها ۱۲ سال داشت که براساس یک سابقه خانوادگی به مشکل ریه دچار شد و پزشک انجام فعالیت های ورزشی را برای او ممنوع کرد. وی همچنین ناچار بود برای کمک به معیشت خانواده بخشی از زمان خود را به کارکردن بپردازد. ۱۷ ساله بود که در کالج وایتیر ثبت نام کرد. وی در آنجا دانش آموز بسیار فعالی شد و در تشکل های دانشجویی، فعالیت های نمایشی و فوتبال مشارکت می کرد و همچنان کار خود را در فروشگاه برای کمک به خانواده، با توجه به شدت گرفتن بیماری هارولد ادامه می داد.

وکیل، دریانورد، سیاستمدار

مرگ برادر موجب نشد که ریچارد از روند تحصیلی اش غافل شود و در ماه مه سال ۱۹۳۴ در حالی که به تازگی برادرش را از دست داده بود، برنده بورس تحصیلی مدرسه حقوق دانشگاه دوک شد و موفق شد در ژوئن ۱۹۳۷ در رشته حقوق به عنوان شاگرد سوم فارغ التحصیل و در یک شرکت حقوقی به کار مشغول شود.
یک سال بعد ریچارد آن گونه که در خاطرات خود توصیف می کند گرفتار عشق در یک نگاه می شود. تلما پت راین معلم دبیرستان بود و در ۲۱ ژوئن سال ۱۹۴۰ این دو طی مراسم کوچکی ازدواج و زندگی خود را در وایتیر آغاز کردند. حاصل این ازدواج دو دختر به نام های تریکیا و جولی بود.
در ژانویه ۱۹۴۲ از آنجا که این زوج دورنمای فعالیت در وایتیر را محدود می دیدند به واشنگتن دی سی مهاجرت کردند و وکیل جوان در دفتر مدیریت مالی مشغول به کار شد. چندی بعد در ۱۵ ژوئن همان سال او برای عضویت در نیروی دریایی ایالات متحده اقدام کرد و با درجه ستوان سومی به این نیرو پیوست. در ژانویه سال ۱۹۴۵ به اداره هوانوردی فیلادلفیا منتقل شد و تلاش هایی در راستای مذاکرات پایان جنگ صورت داد.
در همین زمان بود که به جهت خدمات شایسته، تلاش های خستگی ناپذیر و تعهد به وظیفه از سوی وزارت نیروی دریایی مورد تقدیر قرار گرفت و به درجه سروانی ارتقاء یافت و بعدها حتی توانست به فرماندهی نیز برسد. ورود نیکسون به سیاست نیز تابع معادلات جالبی بود. با پایان جنگ، جمهوری خواهان از شکست دموکرات ها برای حوزه کالیفرنیا ناامید شده و به دنبال نامزدی مورد اجماع در برابر آنان بودند. به منظور پایان یافتن اختلافات و رسیدن به اجماع کمیته ای تشکیل شد و در جریان آن هرمان پری رییس بانک مرکزی شعبه وایتیر، نیکسون را برای این امر پیشنهاد  کرد.
 ریچارد نیکسون، منفورترین رییس جمهور آمریکا قبل از ترامپ
نیکسون به کالیفرنیا رفت و مورد تایید کمیته واقع شد و پس از آن یک دوره سخت یکساله برای مبارزات انتخاباتی سپری کرد و در خلال آن مدعی شد که عملکرد نامزد دموکرات ها در سال های پیشین نامطلوب بوده و تایید وی توسط یک گروه وابسته به کمونیست ها به معنی آن است که او دارای گرایش های افراطی است. تلاش سخت او در این کارزار نهایتا به پیروزی انجامید و در نتیجه به همراه خانواده اش برای حضور در کنگره به واشنگتن نقل مکان کرد.
نیکسون به عنوان یک عضو کنگره در کمیته آموزش و پروش مشغول به کار شد و از تصویب قانون تفت- هارتلی که تا حدود زیادی قدرت اتحادیه های کارگری را محدود می کرد، پشتیبانی کرد. او همچنین در بررسی اتهامات یک مقام سابق وزارت خارجه به جرم جاسوسی برای روسیه در طول جنگ جهانی دوم فعال ظاهر شد و این در حالی بود که  اغلب مقامات آمریکایی در آن زمان الجر هیس را بی گناه می دانستند و البته اطلاعات منتشر شده در دهه بعد گناهکاری او را اثبات کرد.
در گام بعدی نیکسون به راحتی در انتخابات سال ۱۹۴۸ مجددا انتخاب شد. او در سال ۱۹۵۰ موفق شد با بیش از نیم میلیون رای، هلن گهگن داگلاس نامزد دموکرات کنگره را شکست دهد و صندلی خالی سنا را تصاحب کند. در این انتخابات او برای نخستین بار متهم به استفاده از حیله و تزویر برای خارج کردن رقبا از میدان شد. اتهامی که تا پایان فعالیت های سیاسی با او همراه بود و در نهایت به حذف وی از صحنه سیاست انجامید.
او به عنوان یک سناتور از اقدام هری ترومن برای ورود به جنگ کره انتقاد کرد و در تمامی سخنرانی های خود علیه تهدید جهانی کونیسم هشدار می داد. برجستگی نیکسون به عنوان فردی که مخالفت آشکار خویش علیه کمونیسم را ابزار می کرد، موجب شد تا او در عرصه ملی به چهره ای شناخته شده مبدل شود. این امر در کنار پایگاه سیاسی محکمی که او در کالیفرنیا دارا بود، موجب شد ژنرال دوایت آیزنهاور که در سال ۱۹۵۲ نامزد جمهوری خواهان برای پست ریاست جمهوری بود، به رغم جوانی نیکسون، او را در ۱۱ ژوییه به عنوان معاون اول خود معرفی کند.
دو ماه بعد نیویورک پست در مقاله ای مدعی شد که نیکسون از صندوقی که مربوط به بودجه انتخابات بود، به مظنور منافع شخصی بهره برداری کرده است و این امر موجب فشار شدید افکار عمومی به آیزنهاور و درخواست برای برکناری معاون اول شد. با این حال نیکسون در تلویزیون حاضر شد و در یکی از پرمخاطب ترین برنامه های تاریخ آمریکا تا آن زمان در یک سخنرانی عاطفی از خود دفاع کرد و مدعی شد تمامی آن چیزی که دریافت کرده است یک سگ به نام «چکرز» است که به دختر او تریکیا هدیه شده بود و قصد پس دادن آن را ندارد.
این سخنرانی که بعدها به «سخنرانی چکرز» شهرت یافت، یک شاهکار بود و احساسات زیادی را در حمایت از نیکسون برانگیخت و به ویژه اهمیت تلویزیون به عنوان یک رسانه جمعی در دست سیاستمداران را آشکار کرد. نیکسون به مدت هشت سال در سمت معاونت اولی باقی ماند و در جریان آن نقش های مهمی در عرصه سیاست داخلی و خارجی به او واگذار شد. از جمله مدتی را که آیزونهاور به دلیل مشکل قلبی قادر به اداره امور نبود، به عنوان معاون اول او به خوبی بحران را مدیریت کرد و اداره امور را در دست گرفت. همچنین سفر به روسیه در زمان خروشچف برای بازدید از نمایشگاهی که آمریکا نیز با بهترین کالاهای خود در آن حضور داشت، از دیگر رویدادهای مهم دوره معاونتش بود.
در جریان این سفر بحثی میان خروشچف و نیکسون درگفت که هرچند بی ثمر بود اما موجب عرض اندام نیکسون در صحنه بین المللی و داخلی آمریکا شد. در سال ۱۹۶۰ ریچارد نیکسون برای کسب سمت ریاست جمهوری پا به عرصه رقابت انتخاباتی گذاشت رقیب او در این کارزار جان اف کندی جوان بود و اگرچه به نظر می رسید معاون اول رییس جمهوری شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات داشته باشد اما رقابتی سخت و تنگاتنگ میان دو نازمد روی داد و در این زمان نخستین مناظرات تلویزیونی ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا برگزار شد که این امر در نهایت به برتری کندی جوان و آراسته با اختلافی بسیار اندک انجامید.
 ریچارد نیکسون، منفورترین رییس جمهور آمریکا قبل از ترامپ
در ژانویه ۱۹۶۱ نیکسون که کاخ سفید را ترک کرده بود، به همراه خانواده اش به کالیفرنیا بازگشت و در آنجا به تمرین وکالت و نوشتن کتاب خاطرات خود پرداخت که بسیار هم پرفروش شد.
در این زمان او از سوی دوستانش برای به چالش کشیدن قدرت فرماندار کالیفرنیا تشویق شد و اگرچه در ابتدا برای این امر بی میل به نظر می رسید ولی امیدوار بود که این رقابت به بازگشت او به صحنه سیاست به عنوان شخصی پرنفوذ بینجامد اما در نهایت شکست خورد و گمان می رفت این شکست پایان زندگی سیاسی او باشد. پس از آن به نیویورک بازگشت و فعالیت خود به عنوان یک وکیل را از سر گرفت و بعدها در خاطرات خود از این سال زندگی اش به عنوان «سال بیابان» یاد کرد.

بازگشت به کاخ سفید

در ژانویه ۱۹۶۸ نیکسون بار دیگر تصمیم به رقابت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گرفت و در جریان آن وعده بازگشت آمریکا به ارزش های سنتی خود و حکومت نظم و قانون را داد. او آینده آرام و صلح در خانه و خارج از خانه را به مردم وعده می داد و این در حالی بود که آمریکا به سختی درگیر جنگ با ویتنام بود. این بار نیکسون در یکی از نزدیک ترین رقابت های تاریخ آمریکا موفق شد بر هیوبرت هامفری رقیب دموکراتش پیروز شود. او در یکی از نخستین گام های خود در صحنه سیاست خارجی کوشید وعده ای که برای «صلح با افتخار» در ویتنام داده بود را به انجام رساند و تعداد سربازان آمریکایی که در آوریل ۱۹۶۹، در حدود ۵۴۳۰۰۰ نفر بود، در ۲۹ مارس ۱۹۷۳ به صفر رسید و جنگ پایان داده شد.
نیکسون می کوشید تا کاهش تنش در روابط بین الملل را در دستور کار خود قرار دهد و به این منظور در فوریه ۱۹۷۲ سفری به چین داشت و با مائو دیدار کرد که با این دیدار دور جدیدی از روابط میان واشنگتن و پکن شروع شد. وی همچنین به مسکو سفر کرد و با برژنف دیدار داشت و در جریان آن پیمان منع تولید موشک های ضد موشک آغاز شد.
در عرصه داخلی نیز او دست به تلاش های مختلفی زد. در ماه اوت ۱۹۶۹ نیکسون طرح کمک به خانواده که طرحی رفاهی برای تضمین درآمد برای خانواده ها بود را ارائه داد اما در کنگره مورد تایید قرار نگرفت. همچنین در سال ۱۹۷۱ به دلیل تورم بالایی که در کشور وجود داشت، نیکسون اقدام به کنترل دستمزدها و قیمت ها کرد و همچنین برای کنترل نرخ ارز نیز اقداماتی را دستور کار قرار داد. وی در این دوره رییس جمهوری شاد و پرانرژی بود.
 ریچارد نیکسون، منفورترین رییس جمهور آمریکا قبل از ترامپ
رسوایی بزرگ
در سال ۱۹۷۲ نیکسون بار دیگر برای تمدید چهارساله مدت ریاست جمهوری اش وارد صحنه رقابت شد.
در این زمان رقیب اصلی او جورج مک گاورن از حزب دموکرات بود. در این انتخابات یکی از قاطع ترین پیروزی های تاریخ ریاست جمهوری آمریکار قم خورد و نیکسون موفق شد از مجموع ۵۳۸ رای الکترال ۵۲۰ رای را از آن خود کند، اما تنها چند ماه بعد از این پیروزی درخشان تحقیقاتی صورت گرفت که منجر به جنجالی عمومی شد و رسوایی مشهور به «واتر گیت» رخ داد که در جریان آن شماری از ماموران امنیتی وارد هتل واتر گیت- محل ستاد انتخاباتی حزب دموکرات- شدند و اقدام به کارگزاری دستگاه شنود و بردن شماری از مدارک کردند.
این رویداد به طور تصادفی با پیدا شدن نواری لو رفت و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کرد. تحقیقات بعدی نشان داد که این تنها یک مورد استثنایی نبوده و بخشی از یک فعالیت سازمان یافته به منظور بهره برداری های سیاسی از قدرت بوده است. نیکسون به شدت تحت فشار قرار گرفت و متهم به جلوگیری از عدالت، سوءاستفاده از قدرت و تحقیر کنگره شد و این بار راه گریزی در میان نبود، در صورت ادامه یافتن تحقیقات سرنوشت خوبی در انتظار او نبود، بنابراین وی در ۸ اوت ۱۹۷۴ ناچار به استعفا شد و جرالد فورد معاونش به جای او نشست.
فورد با استفاده از اختیارات خود نیکسون را عفو کرد اما وی برای همیشه از صحنه سیاست ورزی آمریکا محو شد و بیست سال آتی عمرش را در انزوا زندگی کرد. سرانجام ریچارد نیکسون در ۱۸ آوریل ۱۹۹۴ پس از عمری پرفراز و فرود در اثر سکته مغزی به کما رفت و ۴ روز بعد در ۲۲ آوریل درگذشت. او مردی بود که با اتکا به خود مراحل قدرت را در ساختار سیاسی آمریکا طی کرده و بارها از تنگناهای سیاسی دشوار با موفقیت عبور کرده بود اما جاه طلبی وی در کنار اشتباهات محاسباتی موجب شد تا نامی نه چندان نیک از او در تاریخ آمریکا باقی بماند.

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ