آوردن رییسی بخاطر محتمل بودن آینده روشنتری برای وی بود

0

میگوید: از من تحلیل می خواهند و می گویند که از بین این ۵ نفر کدام بهتر است و من می گویم آقای قالیباف. از من می پرسند که چرا احمدی نژاد ثبت نام کرد که به نظرم این حق قانونی اش بود ولی نگفتم که او خوب است بلکه گفتم که او برای خودش یک جایگاهی دارد. اینکه من سلبی برخورد نمی کنم دال بر حمایت چرخشی من است؟ این مهم است که من درآخر گفتم با تمام این شرایط آقای روحانی رای می آورد. گفتم اگر آقای احمدی نژاد بیاید احتمال دارد که به دور دوم کشیده شود و این تنها یک تحلیل است.

حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران  یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی ۱۶ میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است.

او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید  قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.

او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!

 

  • علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟
  • مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم  را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند.
  • من  به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود.چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.
  • یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این ۶ نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم ۳ نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این ۶ نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی.
  • به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ای ها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند ۵ نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.
  • به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما ۹۵ درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل ۲۰ میلیون رای داشت
  • به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال ۸۸، ۲۴ میلیون رای آوردند و الان ۱۶ میلیونیا باید بگویند که آن ۲۴ میلیون غلط بوده یا اینکه ۸ میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم ۸ میلیون ریزش داشتند. درواقع این ۱۶ میلیون برایشان حُسن نیست.
  • با توجه به افزایش تعداد رای دهندگان نسبت به دور قبل باید بسنجند. زمانی که آقای خاتمی ۲۰ میلیون رای آورده بود، مانور زیادی انجام دادند ولی این دوستان ما در دو طرف متاسفانه به دنبال رای حداقلی هستند. یعنی به نظرم مناظره ها یک توطئه ای بود که از بیرون هدایت می شد که انتخابات و رای گیری به حداقل مشارکت مردم برسد و دو طرف پیروزی شان را در رای حداقلی می دانستند. به همین دلیل مناظره ها به سمتی رفت که مردم منزجر و متنفر شوند و پای صندوقهای رای نیایند.
  • مقام معظم رهبری بود که می فرمود حتی اگر با من هم مخالف هستید، رای دهید چون کشور، کشور خودتان است. یعنی منفصفانه ترین نظر، نظر ایشان بود که باید مشارکت مردمی باشد.. ما دیدیم که حتی تا ساعت ۱۲ شب صف های ۵۰۰ متری وجود داشت.
  • معتقدم یک نقص جدی وجود دارد چرا که مردم تمام افکار مسئولین ما را با این میزان حضورشان بهم زدند. یعنی برغم تاکید مقام معظم رهبری بر مشارکت عمومی مردم به کوتاهی مجریان امور در این زمینه منتهی شد. البته نه از روی عمد ولی پیش بینی این مقدار حضور را نمی کردند. چون فکر می کردند که آن مناظره ها باعث شده که مردم کمتر بیایند و از آنجا که دید حداقلی داشتند و مسئولین برگزاری انتخابات همه چیز را حداقلی دیده بودند ولی مردم حضور حداکثری داشتند.
  • به نظرم در مناظره ها، ترامپ برنده شد اما در انتخابات مردم و رهبری. یعنی به قدری در مناظره ها بد عمل کردند که فرقی نداشت اگر ترامپ به جای یکی از کاندیداها حضور داشت! ما که آنها را می کوبیم و بدی شان را می گوییم پس اینها با ترامپ چه فرقی داشتند؟به نظرم مناظره ای که صورت گرفت در شأن جمهوری اسلامی نبود. یعنی مناظره های سال ۹۲ معقول تر از ۹۶ بود چون در سال ۹۲ مناظره ها تا حدودی برنامه ای تر طرح شد. به نظرم مناظره ای که در سال ۹۶ صورت گرفت، به مخاصمه بیشتر شبیه بود تا مناظره! حتی در مصاحبه ای گفتم که جا داشت ترامپ از این دوستان ما در این مناظره تشکر کند
  • اگر بحث ۹۶ درصد و ۴ درصد را مطرح می کنیم خودمان جزو کدام درصد هستیم؟ من با این نظر آقای قالیباف مخالف بودم
  •  این یک ضرب المثل در دنیای سیاست است که می گویند قدرت، القای دانایی می کند. کسی که احساس قدرت می کند، فکر می کند که خیلی می فهمد و این توهم فهم، شخص را به زمین می زند و به انحراف می برد. در انتخابات دیدیم کسانی که افکاری را برای مردم قبول نداشتند اما برای رای آوری متوسل به هر چیزی که بگویید، شدند.
  • بنظرم اصولگرایی افول کرده مگر اینکه گروه جدیدی با یک تفکر جدیدی بیایند که آنهم به دور از ذهن است مگر بامدیریتى عاقلانه و پرهیز از هر نوع ویژه خواری و تمامیت خواهی.
  • من همیشه گفته ام که ۵۰ درصد از ظرفیتهاى بالقوه اقاى احمدی نژاد را ندیده اید و به نظرم او فردی ناشناخته،پیچیده و غیر قابل پیش بینى است و جایگاهش هم دربین مردم به هردلیلى از مسئولین دیگر در جامعه کمتر نیست. اگرچه من منتقد جدى ایشان بوده و هستم
  • الان مشخص می شود دولت آقاو سردارسازندگی چقدر خدمت کرده؟ آیا واقعا دولت آقای خاتمی خراب کرده بود که آقای احمدی نژاد آمد؟ در زمان بعضى از دولتها هزاران  نفر را فقط در مازندران عوض کردند. شما ان تعداد را به کل کشور تعمیم دهید، خواهید دید که چه آسیبی به منابع انسانی کل کشور می رسد. در صورتی که بعد از دو، سه سال آقای خاتمی متوجه شد و به ترمیم دولت دست زد به طوری که در دولت دوم ، آقای خاتمی موفقیت های خیلی بیشتری کسب کرد. به نظرم حتی ولایی ترین دولت در این چند دوره، دولت آقای خاتمی بوده است. در پیروی از نظرات رهبری و هماهنگی با مجلس، شایسته سالاری دولت بسیار خوبی بود. ضربه ای که به دولت آقای خاتمی خورد که نباید می خورد از مجلس ششم بود و نه مجلس پنجم که یکسری نادان به اسم دوست به ایشان ضربه زدند و خود ایشان هم قبول دارد. درحالیکه مجلس پنجم رقیب آقای خاتمی بود ولی آقای ناطق نوری در اوج جوانمردی آن را اداره کرد و بیشترین همکاری را با دولت داشت همانطور که دولت هم بیشترین همکاری را با مجلس داشت آنچنان که بعد از انقلاب به زیبایی مجلس پنجم، مجلسی سراغ ندارم. شما می توانید استیضاح آقای مهاجرانی را با استیضاح آقای کردان مقایسه کنید. در کدام یک دین، عقل، شعور، فهم و منافع ملی استیضاح آقای کردان می گنجد؟! اما مدیریت آقای ناطق در مجلس پنجم و افرادی که در مجلس بودند، بی نظیر بود که دیگر نمونه اش را نداریم. یعنی بعد ازآن هیچ مجلس خوبی نداشتیم.

متن کامل این مصاحبه را میتوانید در سایت خبرآنلاین بخوانید

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ