فرارهای شگفت انگیز و وافعی از زندان

17

از زمانی که زندان ها به وجود آمد زندانیان نیز به فکر روش های خاصی برای فرار از این زندان ها افتاده و روش های جالبی را نیز برای این کار مورد استفاده قرار دادند. برخی از این فرارها چنان با دقت و ظرافت طرح ریزی و پیاده سازی شده اند که تنها افراد نابغه می توانستند چنین برنامه ریزی کنند.

به همین دلیل برخی از زندان ها طوری ساخته شده و به شیوه ای از آن ها محافظت می شود که مسئولین بر این باور بودند که فرار از آن ها غیرممکن خواهد بود اما زندانیان باهوش هر بار این مسئولین را غافلگیر کرده و به آن ها یادآوری می کردند که حتی زندان های فوق امنیتی نیز در برابر اراده ی زندانیان و نقشه های دقیق آن ها تسلیم خواهند شد. در ادامه ی این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ فرار باورنکردنی از زندان در طول تاریخ آشنا کنیم که بدون شک از دانستن آن ها تعجب خواهید کرد.

۱۰- فرار از زندان مَیز

165410929-3d556a2c-fe91-423d-9425-8d5d443f02cd

در بزرگ ترین مورد فرار از زندان در تاریخ بریتانیا، در ۲۵ سپتامبر سال ۱۹۸۳ در شهر کونتی آنتریم در شمال ایرلند،۳۸ زندانی ارتش آزادی خواه ایرلند که به دلیل قتل و بمب گذاری محکوم شده بودند از بلوک هشتم زندان موسوم به «HM Prison Maze» که از آن به عنوان یک زندان فوق امنیتی و گمره کننده یاد می شد فرار کردند. در جریان این فرار یکی از نگهبانان ارشد زندان به دلیل شنیدن خبر فرار دچار حملخ ی قلبی شد و جان سپرد. ۲۰ نگهبان دیگر نیز زخمی شدند و دو تن از آن ها با اسلحه هایی که به درون زندان قاچاق شده بود زخمی شدند. زندان «HM Prison Maze» به عنوان یکی از امنیتی ترین زندان های اروپا شناخته می شد که امکان فرار از آن تقریباً غیرممکن بود.

در اطراف این زندان توری هایی به ارتفاع حدود ۵ متر کشیده شده و دیوارهای هر بلوک نیز از بتنی به قطر  ۶ متر ساخته شده و اطراف آن نیز با سیم خاردار محافظت می شد. تمامی درهای واقع در زندان نیز از استیل آبدیده ساخته شده و به صورت اتوماتیک و الکترونیکی کنترل می شدند. لحظاتی پس از ساعت ۲:۳۰ نصف شب روز ۲۵ سپتامبر، این زندانیان با استفاده از سلاح هایی که به دستشان رسیده بود نگهبانان را خلع سلاح کرده و به گروگان گرفتند. بدین ترتیب کنترل بلوک خود را به دست گرفته و با برداشتن لباس ها و سوییچ های ماشین های آن ها منتظر راهی برای فرار شدند.

در ساعت ۳:۲۵ یک کامیون که مواد غذایی برای زندان آورده بود توسط زندانیان مذکور وادار به همکاری شد. آن ها پاهای او را به کلاچ بسته و از او خواستند که همانطور که به او گفته شده حرکت گند در غیر این صورت کشته خواهد شد. در ساعت ۳:۵۰ دقیقه کامیون بلوک H را ترک کرده و کمی بعد از آن با ۳۸ زندانی فراری از زندان خارج شد. در طول سه روز آینده ۱۹ نفر از زندانیان فراری از نو دستگیر شدند اما بقیه ی آن ها به کمک ارتش آزادی بخش ایرلند به مکان های مطمئنی فرستاده شده و هیچ ردی از خود به جای نگذاشتند. برخی از این افراد از ایالات متحده سردرآوردند اما شناسایی شده و به بریتانیا مسترد شدند.

46448724-e4d58f4278-tm

بر اساس سیاست های ایرلند شمالی بسیاری از این فراریان تحت تعقیب قرار نگرفته و یا مورد عفو قرار گرفتند. در تصویر بالا رشته سیم هایی را می بینید که روی حیاط زندان کشیده شده اند. جالب است بدانید که قبلاً نیز برخی از زندانیان این زندان با استفاده از هلی کوپتر فرار کرده بودند و مسئولین زندان با این سیم کشی ها قصد داشتند مانع از فرود هلی کوپتر در محوطه ی زندان شوند.

۹- آلفرد هیندز

Alfred Hinds

آلفی هیندز یک خلافکار بریتانیایی و متخصص در زمینه ی فرار از زندان بود که به جرم سرقت به ۱۲ سال زندان محکوم گردید اما در این مدت سه بار از زندان های فوق امنیتی با موفقیت فرار کرده بود. علی رغم این که بیش از ۱۳ بار درخواست عفو و بازنگری در حکم او توسط مقامات بلند پایه ی قضایی رد شده بود اما در نهایت قصد داشت به دلیل آشنایی اش با سیستم قانونی بریتانیا از بالاترین مرجع قانون گذاری در این کشور برای بررسی درخواست عفو خود اجازه بگیرد و در مجلس اعیان این کشور حضور یابد. آلفرد بعد از این که به دلیل سرقت از یک جواهرفروشی به ۱۲ سال زندان محکوم شد.

وی برای اولین بار از زندان ناتینگهام فرار کرد. در این فرار حیرت انگیز وی توانست از بین میله های زندان رد شده و با بالا رفتن از دیوار ۶متری زندان خود را به بیرون برساند. به همین دلیل رسانه ها به او لقب «هودینی هیندز» (Houdini” Hinds”) دادند. هری هودینی شعبده باز و تردستی آمریکایی-مجار بود که کارهای خارق العاده ای انجام می داد. آلفی پس از شش ماه جستجو دستگیر و به زندان بازگردانده شد. به محض دستگیری هیندز شکایتی علیه مسئولین زندان ترتیب داده و آن ها را به دستگیری غیرقانونی متهم کرد که در واقع بهانه ای برای فرار بعدی وی بود. در واقع هدف وی از طرح این شکایت تنها مهیا کردن شرایط فرار بعدی بوده و بدین ترتیب در یکی از جلسات دادگاه خود توانست یک قفل معمولی برای خود مهیا کند. بنابراین وقتی که دو مأمور زندان او را به دستشویی بردند از آن ها خواست که دست او را باز کنند.

picture-1-45-tm

بعد از باز شدن دست هایش او با مهارت تمام این دو نگهبان را در داخل یک اتاق حبس کرده و با بستن قفل همراهش به پیچ های دسته داری که همدستانش از قبل روی در نصب کرده بودند فرار کرد و در میان جمعیت خیابان ناپدید شد. اما کمتر از ۵ ساعت بعد وی در فرودگاهی در همان نزدیکی دستگیر شد و یک سال بعد در زندان چلمسفورد سومین فرار موفق خود را نیز انجام داد. وی همزمان که سعی می کرد نیروهای اسکاتلندیارد را فریب دهد، با فرستادن یادداشت هایی برای نخست وزیر بریتانیا و انجام مصاحبه ها و و نوارهای صوتی به رسانه ها سعی می کرد خود را بیگناه جلوه دهد.

او همچنان به ادعای غیرقانونی بودن بازداشتش ادامه داده و با استفاده از یک نکته ی ظریف قانونی در قوانین جزایی بریتانیا که فرار از زندان را جرم نمی دانست سعی داشت خود را قربانی جلوه دهد. آخرین درخواست عفو وی پس از ۳ ساعت بحث توسط هیندز در مجلس اعیان بریتانیا رد شده و وی برای سپری کردن ۶ سال محکومیت باقی مانده ی خود به زندان پارک هورست فرستاده شد.

۸- هفت تگزاسی

WASHINGTON, DC - JANUARY 2: This composite of images taken 02 January, 2001 from the Texas Department of Criminal Justice Internet site shows seven prisoners who escaped 13 December, 2000 from a Texas maximum-security prison in Kenedy, Texas, about 60 miles southeast of San Antonio. The fugitives (top L-R) Joseph Garcia, Donald Newbury, George Rivas, Larry Harper, (bottom L-R) Patrick Murphy, Jr., Randy Halprin and Michael Rodriguez had been serving sentences ranging from 30 years to life and allegedly escaped by posing as prison workers. The men are also wanted in connection with a Christmas Eve robbery of a Dallas-area sporting goods store in which a policeman was shot and killed. (Photo credit should read TDCJ/AFP/Getty Images)

هفت تگزاسی در واقع گروهی از زندانیان بودند که در ۱۳ دسامبر سال ۲۰۰۰ از زندان جان کانالی یونیت در نزدیکی شهر کندی در تگزاس فرار کردند. آن ها سال بعد و در نتیجه ی پخش برنامه ای با عنوان «بزرگ ترین افراد تحت تعقیب در ایالات متحده» (America’s Most Wanted) در ۲۱ تا ۲۳ ژانویه سال ۲۰۰۱ دستگیر شدند. در ۱۳ دسامبر سال ۲۰۰۰، این هفت نفر با اجرای یک نقشه ی حساب شده از زندان جانی بی کانالی یونیت فرار کردند که یکی از فوق امنیتی ترین زندان های منطقه به شمار می رفت. آن ها با حقه هایی زیرکانه در سلاعت ۱۱:۲۰ صبح روز سیزدهم دسامبر ۹ ناظر تعمیرکاری، ۴ افسر زندان و ۳ هم سلولی را به گروگان گرفته و آن ها را خلع سلاح کردند.

این فرار در زمانی رخ داد که کمترین میزان بازرسی و نظارت بر مکان های خاصی از زندان که در آن جا تعمیرات انجام می شد وجود داشت یعنی زمان صرف ناهار و شمارش زندانیان. نقشه فرار بدین شکل اجرا شد که یکی از آن ها افراد حاضر را در بخش تعمیر و نگهداری زندان صدا کرده و به محض این که فرد قربانی با فرد مذکور وارد صحبت می شد یکی دیگر از مهاجمان او را از پشت زده و بیهوش می کرد. بدین ترتیب تک تک این افراد بیهوش شده و به یک اتاق در پشت درهای بسته ی بخش منتقل می گردیدند. پس از برداشتن لباس ها و کارت های اعتباری و شناسایی قربانیان، دست ها و دهان انان نیز بسته می شد.

article-2107850-11F2F859000005DC-798_468x261

آن ها همچنین با برقراری تماس با نگهبانان و جا زدن خود به جای نگهبانان دست و پا بسته داستان های ساختگی برای آن ها تعریف می کردند تا کسی به این اتفاقات مشکوک نشود. در نهایت آن ها موفق شدند خود را به کامیون گروه تعمیر و نگهداری زندان رسانده و با استفاده از آن از زندان فرار کردند. این افراد پس از دستگیری به اعدام با تزریق مواد سمی محکوم شدند. از این هفت نفر یکی از آن ها اعدام شده و یکی دیگر نیز خودکشی کرد و ۵ نفر باقیمانده نیز در انتظار اعدام هستند.

۷- آلفرد وتزلر

640px-vrba_wetzler-forside

آلفرد وتزلر (سمت راست) و رودولف وربا (سمت چپ)

وتزلر یک یهودی اهل اسلواکی بود و یکی از معدود یهودیانی است که توانست از زندان مخوف آشویتس در دوران جنگ جهانی دوم گریخته و از مرگ فرار کند. او و همدستش، رودولف وربا، همان کسانی بودند که بعد از فرار با نوشته های خود در مورد جنایاتی که در کمپ آشویتس رخ می داد دنیا را از این نسل کشی آگاه کرده و حتی نقشه هایی از کمپ مذکور، جزییات ساخت اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی و همچنین برچسب یکی از قوطی های گاز سمی زیکلون (Zyklon) را همراه خود از کمپ آشوییتز بیرون ببرند. گزارش ۳۲ صفحه ای وربا-وتزلر اولین گزارش مکتوب و با جزییاتی بود که در مورد کمپ های کشتار یهودیان در مناطق تحت اشغال نازی ها به دست مقامات متفقین رسیده و شکی در صحت آن ها وجود نداشت.

این گزارش در نهایت به بمباران چندین ساختمان دولتی در مجارستان منجر شد که افسرانی نازی که در انتقال یهودیان از طریق خطوط راه آهن به اردوگاه آشویتس نقش تعیین کننده داشتند در این ساختمان ها زندگی می کردند. بدین ترتیب انتقال یهودیان به این اردوگاه مرگ متوقف شد که در نهایت جان ۱۲۰٫۰۰۰ یهودی مجار را از مرگ حتمی نجات داد. این دو زندانی یهودی در ساعت ۲ بعد از ظهر روز جمعه ۷ آوریل سال ۱۹۴۴ خود را در درون چاله ای که در بین یک توده الوار که در داخل محوطه ی اردوگاه قرار داشت مخفی کردند. این چوب ها برای ساخت بخش موسوم به «بخش مکزیک» که به یهودیان تازه وارد اختصاص می یافت آماده شده بود.

auschwitz-building-remnants-P

این توده ی الوار در خارج از محوطه ی سیم خاردارکشی شده ولی در  داخل یک دیواره ی سیم خاردار دیگر قرار داشت که نگهبانان آلمانی در طول روز در طول آن نگهبانی می دادند. در واقع زندانیان دیگر در اطراف این مخفیگاه کوچک در بین چوب ها تخته هایی را قرار دادند که دو زندانی پنهان شده در داخل آن ها پیدا نباشند. سپس با پاشیدن یک نوع تنباکوی تند روسی که با بنزین قاطی شده بود سگ های نگهبان را به اشتباه انداخته و فریب دادند. این دو به مدت ۴ شبانه روز در این محل ماندند تا از بازداشت مجدد رهایی پیدا کنند. در واقع اگر همان شب اول یا دوم فرار می کردند بدون شک دوباره دستگیر می شدند. آن ها قصد داشتند چند روزی را در همین محل بمانند و وقتی نیروهای آلمانی از پیدا کردن آن ها کاملاً ناامید شده و دیگر گروهی برای پیدا کردنشان فرستاده نمی شد از مخفیگاه خارج شوند.

AUSCHWITZ-MAP

در واقع آن ها از تجربه ی فرارهای دیگری که از کمپ صورت گرفته بود می دانستند که تنها ۳ روز برای پیدا کردن زندانیان فراری گروه های جستجو تشکیل خواهد شد.  در نهایت پس از به سر بردن سه شب و چهار روز تمام در مخفیگاه این دو در  شامگاه روز ۱۰ آپریل با پوشیدن یونیفورم ها، کاپشن ها و چکمه های سربازان آلمانی که در زندان تهیه کرده بودند از کمپ خارج شده و به سمت جنوب به راه افتادند. آن ها با طی مسیر جریان رودخانه ی «سولا» (Soła river) و پس از طی ۱۳۳ کیلومتر مسافت پیاده روی خود را به مرز بین لهستان و اسلواکی رساندند. آن ها برای مسیریابی از یک نقشه ی کوچک که وربا از یک کتاب جغرافیا متعلق به یک دانش آموز در انباری در همان حوالی پیدا کرده بود استفاده کردند.

۶- اسلاوومیر راویژ

Slavomir-Rawicz1

راویژ یک سرباز لهستانی بود که توسط نیروهای اشغالکر اتحاد جماهیر شوروی بعد از حمله ی دو جانبه ی نیروهای شوروی و آلمان به خاک لهستان دستگیر شد. بعد از اشغال این کشور توسط کشورهای شوروی و آلمان، راویژ به زادگاهش در ورشو بازگشت اما در ۱۹ نوامبر سال ۱۹۳۹ توسط کمیته ی امنیتی موسوم به «کمیساریای خلق امور داخلی شوروی» (NKVD) دستگیر و به مسکو منتقل شد. او ابتدا برای بازجویی به خارکف منتقل گردید و سپس بعد از یک دادگاه فرمایشی به زندان لوبیانکا در مسکو فرستاده شد. وی ادعا می کند که تمامی شکنجه های وحشیانه ای که برای گرفتن اعتراف اجباری بر روی او انجام شده را تحمل کرده و خود را بیگناه و مبری از هر اتهام و تهمتی دانسته است.

اما در نهایت به جرم جاسوسی به ۲۵ سال کار اجباری در یک اردوگاه کار اجباری در سیبری محکوم گردید. سپس راویژ همراه با هزاران محکوم دیگر به شهر ایرکوتسک منتقل شده و از آن جا تا کمپ ۳۳ در سیبری پیاده روی کرد که در ۶۵۰ کیلومتری جنوب حلقه ی قطب شمال قرار دارد. در آن جا وی همراه با هزاران زندانی دیگر مشغول ساخت یک اردوگاه جدید برای زندانیان شدند. در ۹ آوریل سال ۱۹۴۱، راویژ همراه با ۶ زندانی دیگر در جریان یک کولاک شدید فرار کرده و به سمت جنوب به راه افتادند. آن ها از ترس جاسوسان محلی سعی می کردند به شهرها نزدیک نشوند هرچند جستجوهای گسترده و منسجمی برای پیدا کردن آن ها انجام نشده بود.

main-qimg-80133d31ab725b3cd8f0f251bf75aa25

در بین راه آن ها با یک زن فراری لهستانی دیگر به نام کریستینا برخورد کردند و نه روز بعد به رودخانه ی لنا رسیده و از آن عبور کردند. ان ها رود بایکال را دور زده و وارد قلمرو مغولستان شدند. در کمال ناباوری و خوش شانسی آن ها با افرادی روبرو می شدند که مهربان بوده و با آن ها رفتار خوبی داشتند. در طول گذر از صحرای گوبی دو نفر از این فراریان از جمله کریستینا جان خود را از دست می دهند. بقیه برای زنده ماندن مجبور می شوند گوشت خام مار بخورند. بر طبق ادعای راویژ آن ها در ماه اکتبر به تبت می رسند. وقتی که این افراد می گویند که قصد رفتن به لهاسا را دارند ساکنان تبت با آن ها همکاری کرده و به آن ها غذا و سرپناه می دهند.

آن ها در طول زمستان موفق می شوند که از رشته کوه های هیمالیا رد شده اما دو نفر دیگر از گروه جان خود را از دست می دهند که یکی از آن ها در خواب یخ زده و دیگری در دره ای سقوط کرده و کشته می شود. آن ها در نهایت در مارس سال ۱۹۴۲ به هند می رسند. در نهایت در مدت ۱۱ ماه راهپیمایی ۴ نفر موفق می شوند زنده بمانند هرچند برخی از این افراد به دلیل این راهپیمایی طولانی و طاقت فرسا به مشکلات جسمی دائمی دچار شدند.

برخی اوقات زندانیان نقشه های بلند مدت و پیچیده ای ریخته که هیچ یک از مسئولین زندان متوجه موضوع نشده و تنها پس از فرار زندانی یا تعدادی از زندانیان متوجه نقشه ی بی نقص آن ها شده و دهانشان از تعجب باز می ماند. بدون شک نیاز باعث اختراعات و ابداعات می شود و برنامه ریزی برای فرار نیز از این قاعده مستنثنی نیست. در قسمت اول این مطلب شما را با ۵ فرار بزرگ از زندان در طول تاریخ آشنا کردیم که در ادامه قصد داریم ۵ مورد دیگر از این فرارهای شگفت انگیز و باورنکردنی را برای شما بازگو کنیم. با ادامه ی مطلب همراه باشید.

۵- فرار از آلکاتراز

1200px-Alcatraz_Island_photo_D_Ramey_Logan

زندان آلکاتراز در طول ۲۹ سال خدمت خود شاهد ۱۴ تلاش برای فرار توسط ۳۴ زندانی بوده است. بر اساس ادعاهای مقامات این زندان تمامی این تلاش ها ناموفق بوده و بیشتر این فراری ها بلافاصله دستگیر شده یا کشته شده بودند. با این وجود در دو فرار در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۶۲ افراد فراری هیچ گاه پیدا نشده و مسئولین ادعا کردند که این افراد فراری بدون شک در حین فرار مرده اند. اما همین موضوع باعث شد که برخی ادعا کنند فرارهای موفقی نیز از این زندان صورت گرفته است.

f Frank Morris, John Anglin and Clarence Anglin

از چپ: فرانک موریس، کلارنس آنجلین و جان آنجلین

پیچیده ترین و جالب ترین تلاش برای فرار از این زندان بدنام در ۱۱ ژوئن سال ۱۹۶۲ توسط مردی به نام فرانک موریس و برادران آنجلین صورت گرفت که حفره ای را در داخل سلول هایشان کنده و با بالا رفتن از دیوار بخش خود، بریدن میله ها توانستند از طریق هواکش خود را به سقف برسانند. از آن جا با وارد شدن به لوله ی فاضلاب خود را به شبکه ی توری اطراف زندان رسانده و با عبور از آن به ساحل رسیدند. سپس با ساختن یک شناور شبیه کرجی وارد آب شده و ناپدید شدند.

dd2686837ae6a975b025443c7368951f

این سه نفر بر اساس ادعاها در خلیج سانفرانسیکو غرق شده و هرچند جنازه ی آن ها هیچگاه پیدا نشد اما مقامات رسمی اعلام کردند که بدون شک این سه نفر در دریا غرق شده اند. البته شاید این سه نفر توانسته باشند با موفقیت فرار کرده و خود را به جایی برسانند که کسی از هویت آن ها خبر نداشته است.

۴- فرار از زندان لیبی

7t1114-libby-prison-circa-1865

فرار از زندان «لیبی» (Libby) یکی از مشهورترین موارد موفقیت آمیز فرار از زندان در طول دوران جنگ داخلی ایالات متحده است. در نهم و دهم فوریه سال ۱۸۶۴ بیش از ۱۰۰ زندانی سرباز متحدین شبانه از زندان لیبی در ریچموند ویرجینیا که محل نگهداری نگهداری اسیران جنگی بود فرار کردند. از ۱۰۹ زندانی فراری ۵۹ نفر موفق شدند خود را به خط نیروهای خودی برسانند اما ۴۸ نفر دستگیر شده و دو نفر نیز در رودخانه ی جیمز غرق شدند. جالب این که زندان لیبی یک منطقه ی کامل از شهر ریچموند را به خود اختصاص داده بود و تنها یک خیابان در سمت شمال آن را به مابقی شهر متصل می کردف در سمت جنوب نیز رودخانه ی جیمز جریان داشت.

Thomas E. Rose

سرهنگ توماس رُز

این زندان بزرگ و مخوف سه طبقه بالاتر از سطح زمین ساخته شده و پایه های آن در داخل رودخانه قرار داده شده بودند. شرایط زندگی در این زندان بسیار بد و وحشتناک بود. به ندرت غذایی به زندانیان داده شده و مسائل بهداشتی به هیچ عنوان رعایت نمی گردید. به همین دلیل هزاران زندانی نگون بخت جان خود را از دست دادند. زندانیان موفق شدند که خود را به طبقه ی اول زیرین ساختمان زندان برسانند که «جهنم موش ها» (rat hell) نامگذاری شده و به دلیل هجوم موش ها غیرقابل استفاده شده بود.

libby

آن ها پس از ۱۷ روز تونل کندن موفق شدند وارد یک اتاق خالی در قسمت شرقی زندان شده و در نهایت خود را به یک انباری پر از تنباکو برسانند. وقتی که سرهنگ رِز موفق شد به آن طرف دیوار برسد به افراد خود چنین گفت:” اکنون راه آهن زیرزمینی به سمت کشور خداوند باز شده است”. افراد او در طول شب نهم فوریه سال ۱۸۶۴ در گروه های دو و سه نفره از زندان لیبی فرار کرده و خود را به انبار تنباکو برسانند و در نهایت همه با هم از در ورودی خارج شوند. این تونل چنان طولانی بود که از ساختمان اصلی زندان بسیار دور شده و به فراریان این امکان را می داد که در تاریکی خیابان های شهر پنهان شده و به سمت خطوط نیروهای خودی حرکت کنند.

۳- پاسکال پایت

pascal-payet

بدون شک هر نوشته ای که به جالب ترین و بزرگ ترین فرارها از زندان بپردازد باید به داستان فرار این زندانی زیرک و باهوش نیز بپردازد زیرا وی نه یک بار بلکه دو بار از یک زندان فوق امنیتی در فرانسه فرار کرده و در هر دو بار از هلی کوپتر استفاده نموده است. همچنین وی در کمک به فرار سه زندانی دیگر باز هم با هلی کوپتر نقش داشت. پایت ابتدا به خاطر قتلی که در حین سرقت از یک خودروی ون امنیتی انجام داده بود به ۳۰ سال زندان محکوم شد. بعد از این که یک بار در سال ۲۰۰۱ از زندان فرار کرده و دستگیر شد، ۷ سال دیگر نیز به خاطر کمک به فرار سه زندانی در سال ۲۰۰۳ به دوران محکومیت او اضافه گردید. سپس وی با استفاده از یک هلی کوپتر که توسط چهار مرد که ماسک به صورت داشتند و از فرودگاه کن مندلیو دزدیده شده بود از زندان گراسی فرار کرد.

ساعت ها بعد این هلی کوپتر در برینولز در ۳۸ کیلومتری شمال شرقی تولون فرانسه در ساحل مدیترانه به زمین نشست. پایت و همدستانش از صحنه گریخته و به خلبان آسیبی نرساندند. وی بار دیگر در ۲۱ سپتامبر سال ۲۰۰۷ در ماتارو اسپانیا درحدود ۳۰ کیلومتری شهر بارسلون دستگیر شد. وی توانسته بود با جراحی پلاستیک چهره ی خود را تغییر دهد اما توسط پلیس اسپانیا شناسایی و دستگیر شد. تا سال ۲۰۱۱ وی در فرانسه و در مکانی سری نگهداری می شد تا این که به دلیل فرار، ۵ سال دیگر نیز به دوران محکومیت او اضافه شده و اکنون در زندان به سر می برد.

۲- فرار بزرگ

980x

اشتالاگ لوفت ۳ (Stalag Luft III) یک کمپ اسرای جنگی نیروی هوایی در آلمان بود که اسیران نیروهای هوایی متفقین در طول جنگ جهانی دوم در ان نگهداری می شدند. در ژانویه سال ۱۹۴۳، راجر بوشل نقشه ی یک فرار بزرگ از این کمپ را طراحی کرد. بر اساس نقشه ی او باید ۳ تونل طولانی و عمیق با نام های رمزی «تام»، «دیک» و «هری» حفر می شد. ورودی این تونل ها چنان با دقت تعیین شده بود که نگهبانان کمپ نتوانند آن ها را پیدا کنند. همچنین برای این که میکروفون های محوطه این تونل ها و سروصدای ناشی از کندن آن ها را کشف نکنند هر تونل باید دستکم ۹ متر عمق می داشت. این تونل ها بسیار باریک بودند اما در طول آن ها سالن های بزرگی برای پمپاژ هوا،محل نگهداری وسایل و یک محل تخلیه و تجمع حفر می شد.

راجر بوشل

دیواره های شنی تونل توسط تخته هایی که از سراسر کمپ گردآوری شده بود مستحکم می شدند. با بزرگ تر شدن تونل ها، برخی ابداعات تکنیکی باعث شد که کار راحت تر و کم خطرتر شود. یکی از مهم ترین مسائل این بود که شخصی که تونل را می کند هم هوای کافی برای تنفس داشته و هم بتواند از روشنایی استفاده کند. به همین دلیل پمپی برای منتقل کردن هوا از بیرون به سمت تونل طراحی و ساخته شد. بعدها درون تونل با استفاده از کابل های برقی که به نیروگاه کمپ متصل شده بودند روشن شد. همچنین ابزارهای ماشین مانند ریلی کوچکی برای تخلیه کردن سریع خاک های کنده شده ساخته شده بود که شباهت بسیاری با سیستم های استخراج معدن در گذشته داشت.

W-GreatEscape-5-HT-Jan12

با استفاده از این خطوط ریلی بیش از ۱۳۰ تن خاک و شن در طول ۵ ماه کار جابجا شد. علاوه بر این از این خطوط ریلی برای رساندن سریع گروه های حفاری به محل استفاده می کردند. در مارس سال ۱۹۴۴ تونل «هری» آماده شد اما در آن زمان تعداد زیادی از سربازان آمریکایی که به سختی در حفاری تونل تلاش کرده بودند به یک کمپ دیگر منتقل شدند. آن ها یک هفته صبر کردند که شب تاریک و بدون مهتابی فرا برسد و بتوانند با استفاده از تاریکی شب از اردوگاه خارج شوند. سرانجام در شب ۲۴ مارس عملیات فرار آغاز شد. از شانس بد زندانیان این تونل تنها چند متر کوتاه بود. علی رغم این که برنامه ریزی ها طوری صورت گرفت که تونل در جنگل ان طرف زندان خارج شود اما با منطقه ی جنگلی چند متر فاصله داشت.

علی رغم خاموش بودن برق اردوگاه برای جلوگیری از حملات هوایی متفقین، ۷۶ زندانی توانستند از تونل عبور کرده و به محل خروج برسند. در نهایت در ساعت ۵ صبح روز ۲۵ مارس یکی از نگهبانان متوجه خروج ۷۷ اُمین زندانی از خروجی تونل گردید. اما تنها سه نفر از این افراد موفق به فرار شدند. در کل ۵۰ نفر در حین فرار مورد هدف قرار گرفته و کشته شدند و بقیه نیز دستگیر و به کمپ بازگشتند.

۱- فرار کولدیتز

بیل گولدفینچ (راست) و جک بست (نفر دوم از چپ)

اردوگاه کولدیتز «Colditz» یکی از معروف ترین اردوگاه های نگهداری اسرای جنگی در دوران جنگ دوم جهانی در آلمان بود. این زندان در قلعه ی کولدیتز بر روی صخره های مشرف به شهر کولدیتز در ایالات ساکسونی آلمان قرار داشت. در طول جنگ جهانی دوم تلاش های موفقی برای فرار از اردوگاه کولدیتز صورت گرفت اما یکی از آن ها از هر جهت منحصر به فرد و جالب بود. در این نقشه دو خلبان بریتانیایی به نام های جک بِست و بیل گولدفینچ که بعد از فرار از یک اردوگاه اسرای جنگی دیگر به کولدیتز فرستاده شده بودند نقشه ای کشیدند که بر اساس آن با ساختن یک گلایدر دو نفره از این اردوگاه فرار کنند.

originalglider-tm

این گلایدر توسط بیل و جک در زیر شیروانی سقف کلیسای کوچک اردوگاه ساخته شده و قرار بود از روی سقف همین کلیسا به پرواز درآمده و بر فراز رودخانه ی «مولد» (Mulde) که ۶۰ متر پایین تر بود به پرواز درآید. افسرانی که در این پروژه شرکت داشتند با ساخت یک دیوار کاذب محلی را در اتاقک زیر شیروانی از چشم نگهبانان آلمانی دور نگه می داشتند. در این محل تمامی قطعات گلایدر با استفاده از تکه های چوب دزدیده شده ساخته شد. از آن جایی که نگهبانان آلمانی بر اساس تجربیاتی که از فرار سربازان متفقین پیدا کرده بودند همواره به دنبال تونل در سطح زمین گشته، پروژه ی ساخت گلایدر با مشکل کمتری روبرو می شد. هزاران قطعه ی کوچک باید ساخته شده که معمولاً از چوب تخت های سربازان و یا هر چیز چوبی که در اردوگاه وجود داشت کنده می شد.

ستون باله ها از تخته ی کف آسایشگاه ها بدست آمد و برای سیم های کنترل گلایدر نیز از سیم های برقی که در بخش هایی از قلعه وجود داشت و کاربرد خاصی نداشتند ساخته شدند. در نهایت قبل از این که گلایدر به طور کامل برای فرار آماده شود، اردوگاه مذکور توسط نیروهای متفقین آزاد شد. از یک متخصص در حوزه ی گلایدر به نام لورن ولش خواسته ش که الگوهای تنش و محاسبات گولدفینچ را بررسی کند و بر اساس این دست نوشته ها یک گلایدر ساخته شد که به خوبی به پرواز درآمد.

فرصت تبلیغات

تبلیغات متنی

استخدام در وب نگین
 
   

کانال اختصاصی وب نگین در تلگرام

پاسخ